رمان خارجی

زوربای یونانی

زوربا هر روز، بی‌آنکه چیزی بگوید، از صبح سفیده به کوه می‌رفت. کار نصب سیم نقاله به پایان خود نزدیک می‌شد. تیرها را در جای خود نصب کرده، سیم را کشیده و قرقره‌ها را بسته بودند. زوربا شب‌هنگام خسته و کوفته از کار برمی‌گشت، آتش روشن می‌کرد، غذا می‌پخت، و با هم شام می‌خوردیم. هر دو از بیدار کردن شیاطین هولناک درونی خود چون عشق و مرگ و ترس، پرهیز می‌کردیم. دیگر هیچ‌گاه نه از بیوه‌زن سخنی به میان می‌آوردیم، نه از بانو هورتانس و نه از خدا. هر دو از دور، و در سکوت، به دریا می‌نگریستیم.

نگاه
9789641169253
۱۳۹۰
۵۲۰ صفحه
۱۱۴۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
نیکوس کازانتزاکیس
صفحه نویسنده نیکوس کازانتزاکیس
۱۶ رمان نیکوس کازانتزاکیس ناظر جنگ‌های داخلی اسپانیا بود و به چین و ژاپن، مصر و بیت‌المقدس، ایتالیا وانگلستان، اتریش و قبرس و فرانسه مسافرت کرد. آثارش به اکثر زبان‌ها ترجمه شده‌است. ادیسه که دنباله شاهکار همر است از سی و سه هزار و سیصد و سی و سه بیت هفده‌سیلابی ترکیب شده و سرودن آن به مدت ده‌سال طول کشیده‌است. کتاب کوچک و صدصفحه‌ای «سیر و سلوک» که در سال ۱۹۲۳ منتشر شد، اساس تفکرات فلسفی نویسنده‌است، آنچنان که سی و ...
دیگر رمان‌های نیکوس کازانتزاکیس
برادرکشی
برادرکشی
مسیح باز مصلوب
مسیح باز مصلوب سه‌شنبه عید پاک است. مراسم مذهبی به پایان رسیده است. روز خوبی‌ست. هوا، هم آفتابی است و هم نم‌نم باران می‌‌بارد. فضا از عطر شکوفه‌های لیمو آکنده است، درختان جوانه می‌زنند. سبزه دوباره می‌روید و مسیح از هر کلوخ روی زمین می‌تراود و مسیحیان در میدان روستا آمد و شد می‌‌کنند. دوستان با یکدیگر دیده‌بوسی می‌کنند و به هم می‌گوید: ...
باغ سنگی
باغ سنگی سهم نو کردن جهان دوباره نصیب شرق می‌شود. بودا می‌گوید: « هر بار که فضیلت کاهش یابد و رذیلت غلبه کند، برای کمک به انسانیت فرود خواهم آمد.» در دیار شما فضیلت ناپدید شده است؛ بدی - دروغ، حرص، ریاکاری عشق‌های آسان - چیره شده است. کریشنای جدید به زودی بر زمین فرو خواهد آمد؛ دوست عزیز سپید، بدتان نیاید، ...
چین و ژاپن
چین و ژاپن بر دیوارها سخنان حکیمانه کنفوسیوس نقش بسته است: شاه همچون باد است؛ مردم همچون علف. علف باید خم شود چون باد بگذرد. باد گذشت، علف پژمرد، تنها سخن باقی ماند. از درهای قرمز شینتو گذشتم و وارد پارک شدم و لرزیدم، اندیشیدم چه قدرت وسیعی نژاد سپید می‌داشت اگر ایمانی بزرگ داشتیم. اکنون یا بیهوده و فاضلانه لبخند می‌زنیم یا ...
به سوی آزادی
به سوی آزادی
مشاهده تمام رمان های نیکوس کازانتزاکیس
مجموعه‌ها