رمان خارجی

اسکار و خانم صورتی

(Oscar et la dame rose)

داستان اسکار و خانم صورتی نامه‌های پسر بچه‌ی ده ساله‌یی است به خدا. این نامه‌ها را خانم صورتی که هر روز در بیمارستان کودکان با او دیدار می‌کند یافته است. نامه‌ها توصیف دوازده روز از زندگی شوخی‌وار و شاعرانه‌ی اسکار است. دوازده روز پر از آدم‌های مضحک و متاثر‌ کننده. این دوازده روز شاید واپسین روزها باشد، اما به لطف ((مامان صورتی)) که پیوند عاشقانه‌یی با اسکار کوچولو برقرار می‌سازد، روزهای افسانه‌یی خواهد شد.

9789649283180
۱۳۸۸
۷۶ صفحه
۳۲۵۶ مشاهده
۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
اریک امانوئل اشمیت
صفحه نویسنده اریک امانوئل اشمیت
۵۱ رمان اریک امانوئل اشمیت نویسنده، نمایش‌نامه‌نویس و فیلسوف فرانسوی است. نوشته‌های او به ۴۳ زبان دنیا منتشر شده و نمایشنامه‌های او در بیش از ۵۰ کشور روی صحنه رفته‌است. چندین جایزه تئاتر مولیر فرانسه، جایزه بهترین مجموعه داستان گنکور، جایزه آکادمی بالزاک همراه بسیاری از جوایز فرانسوی و خارجی از جوایز اهداشده به اشمیت است. نمایشنامه‌هایی از او نظیر «خرده جنایت‌های زناشویی» و «مهمانسرای دو دنیا» و آثاری از مجموعه داستان «گل‌های معرفت» مانند «میلارپا»، «ابراهیم آقا و گل‌های قرآن»، «اسکار و خانم ...
دیگر رمان‌های اریک امانوئل اشمیت
مهمانسرای 2 دنیا
مهمانسرای 2 دنیا "ژولین پورتال"، مردی است که بر اثر اتفاقی ناگهانی به مهمانسرای دو دنیا پا می‌گذارد. او در بدو ورود با افرادی چون "راجرز غیب‌آموز"، "لورا"، و "دکترس" آشنا می‌شود. آن‌ها هیچ یک نمی‌دانند که چگونه گذارشان به این مهمان‌سرا افتاده و چه زمانی از آن خارج خواهند شد و سرانجام به کجا خواهند رفت. آن‌ها در این مکان رازآمیز گردآمده‌اند ...
خیانت اینشتین
خیانت اینشتین در سواحل دریاچه‌ای در نیوجرسی، دو آدم عجیب با یکدیگر دیدار و همدردی می‌کنند. یکی از آنان آلبرت اینشتین و دیگری ولگردی بریده از جامعه است. در این دیدار، اینشتین وضعیت دشوار خود را معرفی می‌کند. او به عنوان فعال صلح از نتایج وحشتناک فعالیت‌های نظری خود آگاه است و از تولید اولین بمب اتمی به دست هیتلر و نازی‌ها ...
موسیو ابراهیم و گل‌های آسمانی
موسیو ابراهیم و گل‌های آسمانی در پاریس دهه 1960 مومو پسربچه دوازده ساله یهودی با پیرمرد عرب خیابان آبی یا همان موسیو ابراهیم، دوست می‌شود. اما ظاهرا ماجرا ابهام‌هایی در خود دارد. موسیو ابراهیم بقال، عرب نیست. خیابان آبی، آبی نیست و پسربچه نیز شاید یهودی نباشد...
زندگی با موتسارت
زندگی با موتسارت یک روز موتسارت برایم آهنگی فرستاد. آن آهنگ زندگی‌ام را عوض کرد. از آن زمان، گاه گاه برایش می‌نویسم. هر وقت بخواهد جوابم را می‌دهد و همیشه شگفت‌آور و وجدآور است. حالا دیگر فریادش نمی‌زنم بلکه به آرامی می‌گویم: موتسارت دوستت دارم. وقتی می گویم موتسارت فقط نامت را نمی‌گویم. منظورم آسمان، ابرها، لبخند یک کودک، چشم‌های گربه‌ها و صورت ...
مشاهده تمام رمان های اریک امانوئل اشمیت
مجموعه‌ها