مجموعه داستان خارجی

نامه‌ای عاشقانه از تیمارستان ایالتی

(The edna webster collection of undiscovered writings)

گفتم: ‹‹دوست ندارم قصه بگم. می‌خوام کتابم رو بخونم.›› ‹‹چرا، می‌خوای برام قصه بگی.›› گفتم: ‹‹چرا من؟›› ‹‹چون نگاه کردم و دیدم تو ذهنت از همه بزرگ‌تره.›› پرسیدم: ‹‹اگه برات قصه نگم اون‌وقت چیکار می‌کنی؟›› با شیرین‌زبانی گفت: ‹‹خب، هیچی. فقط تا اون‌جا که بتونم جیغ می‌کشم، بعد وقتی همه اومدن این‌جا به‌شون می‌گم که تو پدرمی. بهم گفتن وقتی جیغ می‌کشم مثل این می‌مونه که دنیا به آخر رسیده. حتا ممکنه کسی رو بزنم: مثلا یه پیرزن معصوم رو. تا حالا شده تو کشتی از پا آویزونت کنن، آقا؟››

مهدی نوید
چشمه
9789643626235
۱۳۸۹
۸۰ صفحه
۵۷۲۹ مشاهده
۲ نقل قول
ریچارد براتیگان
صفحه نویسنده ریچارد براتیگان
۱۴ رمان ریچارد گری براتیگان نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی. از او ۹ رمان، یک مجموعه داستان و چندین دفتر شعر منتشر شده است. رمان صید قزل آلا در آمریکا اولین و شناخته شده‌ترین اثر اوست. ریچارد در سی‌ام ژانویه ۱۹۳۵ در تاکوما واشنگتن به دنیا آمد.از دوران کودکی او اطلاعات زیادی در دست‌رس نیست اما ظاهراً دوران کودکی سختی را پشت سر گذشته است. پدرش پیش از به دنیا آمدن او، خانواده را ترک کرد و پس از آن که خبر ...
دیگر رمان‌های ریچارد براتیگان
بارش کلاه‌مکزیکی
بارش کلاه‌مکزیکی کلاه مکزیکی‌ای از آسمان افتاد و در خیابان اصلی شهر جلوی پای شهردار، پسر عمویش و آدمی بیکار فرود آمد و زن ژاپنی طنز نویس آمریکایی را ترک کرد و طنز نویس آمریکایی آنقدر با شکم گرسنه به غذا فکر کرد که صاعقه یاس از مغزش ژامبون کبابی درست کرد و شهری به هم ریخت و رئیس جمهور ایالات متحده ...
پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد
پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد «پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد» آخرین کتابی است که از ریچارد براتیگان دو سال پیش از مرگ او منتشر شد. جهان این داستان هم مانند داستان‌های براتیگان در نخستین دوره آفرینش ادبی‌اش یک جهان اساطیری است. این داستان از رمان‌های تلفیقی براتیگان و از برخی لحاظ یک داستان کاملا سینمایی است. براتیگان در این داستان تلاش ...
لطفا این کتاب را بکارید
لطفا این کتاب را بکارید زمان آن رسیده تا جمله‌ها را با خاک. و آفتاب را با نقطه‌گذاری. و باران را با افعال درآمیزیم. و کرم‌ها از میان علامت‌های سوال بگذرند. و ستاره‌ها بر اسامی شکوفا بدرخشند. و شبنم. بر بندها بنشیند...
هیولای هاوکلاین
هیولای هاوکلاین دوشیزه‌های هاوکلاین همراه گریر و کامرون نشستند پشت میز و شروع کردند به گفتن حکایت هیولای هاوکلاین. دوشیزه هاوکلاین گفت این خانه را پدرمان ساخت. دوشیزه‌ هاوکلاین دیگر گفت او یک دانشمند بود که در هاروارد درس می‌داد. کامرون گفت بله، آنجا بوده‌ایم. هاوایی بوده‌ایم. گریر گفت آنجا که شرق نیست. کامرون گفت مگر چینی‌ها اهل چین نیستند که در شرق است؟ گریر گفت این مثل ...
مشاهده تمام رمان های ریچارد براتیگان
مجموعه‌ها