رمان ایرانی

تلخ و شیرین

تلخ و شیرین، شمه‌ای از زندگانی تلخ و شیرین مردم مظلوم و محبوب و دوست‌داشتنی این سرزمین است که ما آن را وطن یا به اصطلاح امروز میهن خود می‌خوانیم و ساکنین آن را برادران و خواهران خود می‌دانیم و خوشی و رستگاری خوب و بدش را از خداوند خواهانیم.

سخن
۹۷۸۹۶۴۶۹۶۱۲۲۷
۱۳۸۵
۳۰۸ صفحه
۴۷۴ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
دیگر رمان‌های محمدعلی جمال‌زاده
کهنه و نو
کهنه و نو فریده گفت شنیده بودیم که گاهی سرمایه پاره‌ای از زن‌ها که فاقد فضل و کمال و هنرند زیبائی و طنازی است، ولی درباره مردان کار صورت دیگری پیدا می‌کند. از مرد فهم و دانش و بینش و کفایت و لیاقت می‌خواهند نه قد بلند و ابروی کمند... فرامرز گفت اگر نگاه لوند و متلک‌های چون قند را هم به همین قد ...
قصه ما به سر رسید
قصه ما به سر رسید
قنبرعلی
قنبرعلی
قصه‌های کوتاه برای بچه‌های ریش‌دار
قصه‌های کوتاه برای بچه‌های ریش‌دار زینا (تازه‌عروس) پرسید: امشب چکار می‌کنیم؟ گفتم: چطور چکار می‌کنیم، مقصودت چیست؟ گفت: تو خانه که نمی‌توان ماند، آدم دیوانه می‌شود. گفتم: چرا نمی‌توان در خانه ماند؟ گفت: مگر ما زندانی هستیم، تو خانه ماندن که معنی ندارد و مرسوم نیست. گفتم: مثلاً می‌گویی چکار کنیم؟ گفت: من چه می‌دانم، تو باید تصمیم بگیری. گفتم: والله من عقلم به جایی نمی‌رسد. خودت چه فکری می‌کنی؟ گفت: برویم سینما. گفتم: ...
مشاهده تمام رمان های محمدعلی جمال‌زاده
مجموعه‌ها