رمان خارجی

مردی که می‌خندد

(L homme qui rit)

هنگام طوفان مخصوصا طوفان برف. شب و دریا در هم آمیخته و به شکل مه غلیظی در می‌آیند. کشتی در دنیایی مه‌آلود دستخوش گردباد، به هر طرف رانده می شد. بدون آنکه نقطه اتکا،‌ وسیله برگشتن از راه منحرف یا توقف داشته باشد،‌ در میان افق نامرئی و عقب سر تیره و تار پیش می‌رفت.

جواد محیی
۹۷۸۹۶۴۱۱۵۸۳۸۷
۱۳۹۰
۶۴۸ صفحه
۸۲۸ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
نسخه‌های دیگر
ویکتور هوگو
صفحه نویسنده ویکتور هوگو
۱۶ رمان «ويكتور ماري هوگو» بزرگترين شاعر قرن نوزدهم فرانسه و شايد بزرگترين شاعر در عرصه ادبيات فرانسه و نيز داستان نويس، درام نويس و بنيانگذار مكتب رومانتيسم، در بيست و ششم فوريه 1802متولد شد. وي سومين پسر كاپيتان « ژوزف لئوپولد سيگيسبو هوگو» ( بعدها به مقام ژنرالي نائل آمد) و «سوني تره بوشه» بود. هوگو به شدت تحت نفوذ و تاثير مادر قرار داشت. مادر وي از سلطنت طلبان و از پيروان متعصب آزادي به شيوه ولتر بود و تنها ...
دیگر رمان‌های ویکتور هوگو
مردی که می‌خندد
مردی که می‌خندد
بینوایان 2 (2 جلدی)
بینوایان 2 (2 جلدی) ـ آیا ممکن است سرشت بشر به‌کلی دگرگون شود؟ ـ آیا ممکن است همان گونه که ستون فقرات بشر زیر سقفی کوتاه، درهم فشرده و خم می‌شود در آدمی نیز زیر بار فلاکت و فقر عیب پذیرد و به معلولیتی درمان‌ناپذیر دچار شود؟ ـ آیا در روح بشر عنصری الاهی وجود دارد که فساد نمی‌پذیرد؟ فشارهای اجتماعی و اخلاقی آدمی را به تباهی ...
بینوایان 2 (2 جلدی)
بینوایان 2 (2 جلدی) ژان والژان برای سیر کردن هفت فرزند گرسنه‌ خواهرش قرصی نان می‌دزدد و نوزده سال در زندان اسیر می‌شود. پس از آزادی زندگی‌اش را وقف نیازمندان و کوزت، دختری یتیم، می‌کند اما بازرس ژاور نماینده‌ قانون، همه‌جا در تعقیب اوست.
نتردام دوپاری (گوژپشت نتردام)
نتردام دوپاری (گوژپشت نتردام) جیب خالی، مرد را ماجراجو بار می‌آورد. ((گرنگوار)) بی‌محابا پیش رفت و به زودی بیکی از کرم‌های خزنده رسید. در این حالت دریافت که این خزنده مبهم مرد افلیجی بیش نیست! این مرد که روی دست‌ها برمی‌جست به عنکبوت مجروحی که دو پا ندارد بیشتر شباهت داشت. وقتی که گرنگوار از کنار این عنکبوت آدم‌نما می‌گذشت،‌ صدایی از مرد افلیج ...
مشاهده تمام رمان های ویکتور هوگو
مجموعه‌ها