رمان خارجی

خنده لهجه نداره

(Laughing without an accent)

فیروزه جزایری دوما، نویسنده کتاب Funny in farsi است که در ایران با نام عطر سنبل، عطر کاج ترجمه شده است. او در این کتاب جدیدش داستان‌هایی لطیف و خنده‌دار در مورد وقایعی تعریف می‌کند که برای خودش و خانواده‌اش در ایران و آمریکا پیش آمده است. مطالب فکاهی، تاثیرگذار و مطرح این کتاب حاکی از آن است که چگونه با وجود تفاوت‌های زیاد فرهنگی و آداب و رسوم افراد باهم پیوند دارند و هنوز هم می توانند باهم بگویند و بخندند و خنده‌های آنان لهجه نمی‌شناسد.

هو
9786005512038
۱۳۹۰
۳۰۸ صفحه
۲۶۸۸ مشاهده
۴ نقل قول
نسخه‌های دیگر
فیروزه جزایری دوما
صفحه نویسنده فیروزه جزایری دوما
۸ رمان فیروزه جزایری دوما، نویسنده ایرانی آمریکایی است. فیروزه جزایری، در سال ۱۳۴۴ در شهر آبادان به دنیا آمد. زمانی که وی ۷ ساله بود، به همراه خانواده از طرف شرکت نفت ایران که پدرش در آن به عنوان مهندس کار می‌کرد، به شهر ویتی‌یر در کالیفرنیا رفت. پس از دو سال زندگی در آمریکا به ایران بازگشت و در اهواز و تهران به‌سر برد. دو سال بعد، دوباره خانوادهٔ وی به آمریکا برگشتند و ابتدا در ویتی‌یر و سپس در نیوپورت‌بیچ ...
دیگر رمان‌های فیروزه جزایری دوما
عشق طنز مشق طنز (خاطره دوران بلوغ 1 ایرانی در آمریکا)
عشق طنز مشق طنز (خاطره دوران بلوغ 1 ایرانی در آمریکا) هفت ساله بودم که همراه پدر و مادر و برادر چهارده ساله‌ام، فرشید، از آبادان در ایران به شهر «ویتی یر» کالیفرنیا رفتم. برادر بزرگترم، فرید، را یک سال قبل به فیلادلفیا فرستاده بودند تا در آنجا به دبیرستان برود. او هم مثل اغلب جوان‌های ایرانی همیشه آرزو داشت در کالجی در خارج از کشور حضور پیدا کند و به ...
خندیدن بدون لهجه
خندیدن بدون لهجه این داستان درست مثل داستان‌های دیگر این نویسنده جذاب و سرگرم کننده می‌‌باشد. داستان‌های خانوادگی استثنایی که با شوخ‌طبعی طنزآمیز عاری از هرگونه احساساتی گر گفته شده است. این کتاب ما را به درک این‌که آمریکایی بودن یعنی چه نزدیک‌تر می‌کند.
لبخند بی‌لهجه
لبخند بی‌لهجه این داستان درست مثل داستان‌های دیگر این نویسنده جذاب و سرگرم کننده می‌‌باشد. داستان‌های خانوادگی استثنایی که با شوخ‌طبعی طنزآمیز عاری از هرگونه احساساتی گر گفته شده است. این کتاب ما را به درک این‌که آمریکایی بودن یعنی چه نزدیک‌تر می‌کند.
بامزه در فارسی (متن کامل)
بامزه در فارسی (متن کامل) هفت ساله بودم که همراه پدر و مادر و برادر چهارده ساله‌ام، فرشید، از آبادان در ایران به شهر «ویتی یر» کالیفرنیا رفتم. برادر بزرگترم، فرید، را یک سال قبل به فیلادلفیا فرستاده بودند تا در آنجا به دبیرستان برود. او هم مثل اغلب جوان‌های ایرانی همیشه آرزو داشت در کالجی در خارج از کشور حضور پیدا کند و به ...
مشاهده تمام رمان های فیروزه جزایری دوما
مجموعه‌ها