رمان خارجی

زوربای یونانی

(Vios kai politeia tou alexe zormpa)

زوربا هر روز، بی‌آنکه چیزی بگوید، از صبح سفیده به کوه می‌رفت. کار نصب سیم نقاله به پایان خود نزدیک می‌شد. تیرها را در جای خود نصب کرده، سیم را کشیده و قرقره‌ها را بسته بودند. زوربا شب‌هنگام خسته و کوفته از کار برمی‌گشت، آتش روشن می‌کرد، غذا می‌پخت، و با هم شام می‌خوردیم. هر دو از بیدار کردن شیاطین هولناک درونی خود چون عشق و مرگ و ترس، پرهیز می‌کردیم. دیگر هیچ‌گاه نه از بیوه‌زن سخنی به میان می‌آوردیم، نه از بانو هورتانس و نه از خدا. هر دو از دور، و در سکوت، به دریا می‌نگریستیم.

محمد قاضی
خوارزمی
۹۷۸۹۶۴۴۸۷۱۱۸۴
۱۳۸۹
۴۴۰ صفحه
۱۲۶۵ مشاهده
۱ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
نسخه‌های دیگر
نیکوس کازانتزاکیس
صفحه نویسنده نیکوس کازانتزاکیس
۱۴ رمان نیکوس کازانتزاکیس ناظر جنگ‌های داخلی اسپانیا بود و به چین و ژاپن، مصر و بیت‌المقدس، ایتالیا وانگلستان، اتریش و قبرس و فرانسه مسافرت کرد. آثارش به اکثر زبان‌ها ترجمه شده‌است. ادیسه که دنباله شاهکار همر است از سی و سه هزار و سیصد و سی و سه بیت هفده‌سیلابی ترکیب شده و سرودن آن به مدت ده‌سال طول کشیده‌است. کتاب کوچک و صدصفحه‌ای «سیر و سلوک» که در سال ۱۹۲۳ منتشر شد، اساس تفکرات فلسفی نویسنده‌است، آنچنان که سی و ...
دیگر رمان‌های نیکوس کازانتزاکیس
برادرکشی
برادرکشی
اسپانیا اسپانیا
اسپانیا اسپانیا نیکوس کازانتزاکیس یکی از درخشان‌ترین چهره‌های ادب معاصر یونان است که در سال 1873 در شهر کاندی (هراکلیون سابق) مرکز جزیره کرت به دنیا آمد. دوران کودکی‌اش در گرماگرم جنگ‌های میهنی کرتیان با اشغالگران عثمانی گذشت و تاثرات وطن پرستانه شدیدی که این نویسنده جوان از قهرمانان آن جنگ‌ها پیدا کرده است. پس از جنگ، با یکی از دوستانش به نام ...
سرگشته راه حق
سرگشته راه حق نیکوس کازانتزاکیس در سال 1883 در شهر کاندی واقع در جزیره هراکلیون یونان به دنیا آمد. دوران کودکی‌اش در بحبوحه جنگ‌های میهن پرستان قبرس علیه ستمگران ترک به سر آمد. تحصیلات عالیه‌اش را در رشته حقوق در دانشگاه آتن به پایان رساند و پس از آن به پاریس رفت. در این شهر در کلاس‌های درس برگسون شرکت کرد و این ...
زوربای یونانی
زوربای یونانی زوربا هر روز، بی‌آنکه چیزی بگوید، از صبح سفیده به کوه می‌رفت. کار نصب سیم نقاله به پایان خود نزدیک می‌شد. تیرها را در جای خود نصب کرده، سیم را کشیده و قرقره‌ها را بسته بودند. زوربا شب‌هنگام خسته و کوفته از کار برمی‌گشت، آتش روشن می‌کرد، غذا می‌پخت، و با هم شام می‌خوردیم. هر دو از بیدار کردن شیاطین ...
مشاهده تمام رمان های نیکوس کازانتزاکیس
مجموعه‌ها