رمان ایرانی

درماندگان عشق

ـ ببخشین، ربابه خانم تشریف دارن؟ ـ آن زن قبل از اینکه جواب ما را بدهد، کنجکاوانه سر و وضع و قیافه ما را بررسی کرد و سپس گفت: ـ بله! شماها کی هستین؟ گفتم: من دخترش هستم! نمی‌دانم مادرم درباره من به او چه گفته بود؛ از نگاهش متوجه شدم تا نام مرا شنید، با نگاهی تحقیرآمیز به من گفت: ـ حالا می‌آیی سراغ مادرت! یک مرتبه دلم پایین ریخت، گفتم: ـ چی شده، اتفاقی افتاده!؟ آن زن، لنگه در را به روی ما گشود و از یک دالان تاریک به سمت اتاقی که درش نیمه‌باز بود، هدایتمان کرد؛ از لای در مادرم را به ما نشان داد سرش میان دو زانویش فرو رفته بود، آن خانم او را صدا زد، صدای ضعیف و نامفهومی از داخل اتاق بیرون آمد، از زور نشئگی نای حرف زدن نداشت و نمی‌توانست سرش را بالا بگیرد.

اوحدی
9789646376304
۱۳۸۹
۴۲۴ صفحه
۲۸۷۸ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های حسن کریم‌پور
رها
رها
آن‌سوی نیزار
آن‌سوی نیزار این کتاب یک رمان است. مردی شصت ساله و موقر، داستان زندگی خود را به سعید، خبرنگار ساکن لندن می‌دهد تا چاپ شود. سعید داستان را می‌خواند و به نظرش بسیار پرکشش و جالب می‌آید. او سرگذشت پر نشیب و فراز مرد را که در طول مدت خبرنگاریش هیچگاه با مانند آن مواجه نشده بوده، به چاپ می‌رساند و شکی ...
دختر بویر احمدی
دختر بویر احمدی همه ساکت بودیم. من و رودابه در برابر آن همه چشم خجالت می‌کشیدیم به همه سلام کنیم اما نگاه‌مان هزاران جمله حرف داشتند. به یکدیگر خیره شدیم حتی پلک زدن را فراموش کرده بودیم که مبادا یک لحظه از هم غافل شویم. موجی از دلهره و اضطراب و هیجان توام با ذوق و شوق احاطه‌ام کرده بود. هر دو یک ...
مرهمی بر زخم کهنه
مرهمی بر زخم کهنه
مشاهده تمام رمان های حسن کریم‌پور
مجموعه‌ها