رمان خارجی

حرامیان (1 خاطره)

(The reivers a reminiscence)

داستان حرامیان در دهه نخست سده بیستم میلادی روی می‌دهد. پسری نوجوان به نام لوسیوس پریست همراه با دوستی خانوادگی به نام بون هاگنبک به ممفیس سفر می‌کند. بون راهی برای سفر به ممفیس ندارد مگر دزدیدن اتومبیل پدربزرگ لوسیوس که از قضا نخستین اتومبیل در سراسر ولایت یوکناپاتافا است. در سفر در می‌یابند که ند مک‌کازلین که با بون در اسطبل پدربزرگ لوسیوس کار می‌کند نیز خود را در اتومبیل پنهان کرده است؛ و این تنها آغاز ماجرا است. حرامیان که در سال 1962 منتشر شد واپسین رمان ویلیام فالکنر است که در سال 1963 برنده جایزه پولیتزر شد. ویلیام فالکنر پیش از انتشار حرامیان گفته بود که «مشغول نوشتن کتابی زرین درباره ولایت یوکناپاتافا است» تا با آن حرفه نویسندگی خود را به پایان برساند. به نظر می‌آید که حرامیان همان کتاب زرین باشد.

نیلوفر
۹۷۸۹۶۴۴۴۸۴۷۵۹
۱۳۹۰
۳۶۰ صفحه
۹۷۴ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
ویلیام فالکنر
صفحه نویسنده ویلیام فالکنر
۱۵ رمان فاکنر در سال ۱۸۹۷ میلادی در نیو آلبانی، میسیسیپی به دنیا آمد. در ۱۹۰۲ خانواده‌اش به آکسفورد، مرکز دانشگاهی میسی‌سیپی، نقل مکان کرد. به دلیل وزن کم و قد کوتاه در ارتش ایالات متحده پذیرفته نشد ولی به عنوان دانشجوی دانشگاه افسری در یگان پرواز سلطنتی در تورنتوی کانادا نام نویسی کرد و در ۲ دسامبر ۱۹۱۸ به عنوان افتخاری ستوان دومی نایل شد. فاکنر وارد دانشگاه می سی‌سی پی شد و در سال ۱۹۲۴ از دانشگاه انصراف داد و در ۱۹۲۵ ...
دیگر رمان‌های ویلیام فالکنر
ناخوانده در غبار
ناخوانده در غبار .
1 گل سرخ برای امیلی
1 گل سرخ برای امیلی هر 6 داستان این کتاب مانند باقی داستان‌های فاکنر در سرزمین یوکناپاتوفا روی می‌دهد. این سرزمین جایی است خیالی در شمال رودخانه می‌سی‌سیپی، که فاکنر نه تنها حدود آن را دقیقا معین کرده بلکه نقشه‌ای هم از آن کشیده است که همه شهرها و روستاها و رودها و کوه‌های آن را نشان می‌دهد، و زیر آن هم نوشته است: «منحصرا ...
سرخ‌پوست می‌رود و داستان‌های دیگر
سرخ‌پوست می‌رود و داستان‌های دیگر درست پیش از غروب، او پشت کنده چوبی قرار گرفت و حرکت آهسته و رو به جلوی ردیفی از مورچه‌ها را دنبال کرد. تعدادی از آن‌ها را برداشت و با اکراه خورد. شبیه مهمانی که برای شام دعوت دارد و پیش از رسیدن غذا از توی ظرف، آجیل شور برمی‌دارد تا خودش را سرگرم کندا مزه شور آن‌ها در دهانش حالت ...
ابشالوم ابشالوم
ابشالوم ابشالوم حالا دیگر روی بازوی شریو برف نبود. حالا دیگر روی بازویش آستین هم نبود، آنچه بود پیش بازو بود و دست لطیف و تپل که در روشنایی لامپ بر می‌گشت و پیپی را از قوطی خالی قهوه از جایی که پیپ و قوطی را نگه می‌داشت بر می‌داشت و پیپ را از توتون پر می‌کرد و چاقش می‌کرد.
آخرین بازمانده خانواده گریرسون و گاوصندوق (نمایش‌نامه رادیویی)
آخرین بازمانده خانواده گریرسون و گاوصندوق (نمایش‌نامه رادیویی)
مشاهده تمام رمان های ویلیام فالکنر
مجموعه‌ها