رمان ایرانی

درخت انجیر معابد 1 (2 جلدی)

کتاب " درخت انجیر معابد" از حوادث و شرایطی برخوردار است که شاید در آثار دیگر احمد محمود کمتر دیده شود. تنها وجه اشتراک این رمان با رمان‌های دیگر نویسنده سرزمین گرم است که بنا به اقتضای خصلت‌های اقلیمی " درخت انجیر معابد" انتخاب شده است. در این رمان بیشتر حوادث اساسی پیرامون درخت انجیر معابد شکل مرکز حوادث عمده است و چنین است که درخت انجیر خصلت‌های خود را به رمان تحمیل می‌کند. شاید می‌شد سمبل دیگری انتخاب کرد که نیاز به محیطی گرم نداشته باشد از این بابت می‌شد این رمان در هر مکان و هر زمان واقع شود. در این رمان انجیر معابد مرکز حوادث مهمی است که اتفاق می‌افتد و این حوادث خود موجب حوادث دیگر می‌گردد.

معین
9789641127406
۱۳۸۵
۴۳۶ صفحه
۸۳۲ مشاهده
۰ نقل قول
احمد محمود
صفحه نویسنده احمد محمود
۱۶ رمان محمود در ۴ دی ۱۳۱۰ در شهر اهواز از پدر و مادری دزفولی الاصل به دنیا آمد و شاید همین دلیل سبب شد تا بیشتر خود را دزفولی بداند. در برخی از آثارش چون همسایه‌ها و مدار صفر درجه واژه‌ها و جملاتی به گویش دزفولی به چشم می‌خورد و نیز شخصیت «نعمت» در داستان «غریبه‌ها و پسرک بومی» از کتابی به همین نام نیز از یکی از ساکنین دزفول بنام نعمت علائی گرفته شده است که حول‌وحوش سال ۱۳۲۳ در ...
دیگر رمان‌های احمد محمود
داستان 1 شهر
داستان 1 شهر ‹‹داستان یک شهر›› قسمی رمان خا‌‌طره است، تصویری زنده از یک دوره‌ تاریخی این سرزمین و از جهتی ا‌دامه‌ رمان ‹‹همسایه‌ ها›› که با خالد در کتاب ‹‹داستان یک شهر›› ایام تبعید قهرمان داستان را بازگو می‌کند که خود نیز رمانی مستقل است. ...
3 کتاب (مول دریا هنوز آرام است بیهودگی) مجموعه داستان
3 کتاب (مول دریا هنوز آرام است بیهودگی) مجموعه داستان برای شناخت آثار احمد محمود، باید از نخستین مجموعه داستان کوتاه یعنی «مول» که در سال 1338 چاپ شد، آغاز کرد. مجموعه‌ای که حضور او را در مقام نویسنده‌ای جستجوگر و قدرت‌مند اعلام داشت. داستان‌های «مول» و بیشتر داستان‌های مجموعه‌های «دریا هنوز آرام است» (1339) و «بیهودگی» (1341) سرشار از مشاهدات دقیق درباره کار و زندگی مردم عادی است. در ...
دیدار
دیدار از اتوبوس پیاده می‌شود، فلکه ساعت است، هیچ‌کس نیست، پیش رویش خیابان، خالی خالی است. شرجی است، زمین خیس است (پل نادری؟) چیزی جز ردیف چراغ‌ها که انگار انتها ندارد نمی‌بیند. بوی‌آشنا بوی شب کارون را حس می‌کند. همه چیز ساکت است، اتوموبیلی پرشتاب می‌گذرد و یک لحظه، خلوت خیابان را آشفته می‌کند( پل سفید کو؟) بقچه را دست به ...
مدار صفر درجه 3 (3 جلدی)
مدار صفر درجه 3 (3 جلدی) باران درمانده به چارسو نگاه کرد. طرف راست، دید که باله‌های سیاه گرده دو کوسه، آب را می‌شکافند و می‌آیند ـ دید که کوسه‌ها، باله به باله ، تند گشتند ـ رفتند رو به پائین. راند دنبالشان. فریاد زد:«جمعه ـ رزاق ـ» دورتر ـ طرف قبله ـ آب آشفت. صدای رزاق آمد:«دعواشان شد!» باران چشم بر هم گذاشت. صدای جمعه ...
مشاهده تمام رمان های احمد محمود
مجموعه‌ها