داستان کوتاه 3

داستان کوتاه 3

دوباره پرت شدم، به هر حال چون مردی که واقعا سرش به تنش بیارزه و به خاطر وجود و شعور خود زن عاشقش بشه، کم پیدا می‌شه ما هم مجبوریم یا با یکی ازدواج کنیم که به خاطر پولمون یا تحصیل و شغلمون میاد سراغمون و یا یکی که هنوز کم و بیش از آدمیت یه چیزایی توش مونده. ولی بدبختی اینه که بعد از ازدواج مگه اطرافیا ولش می‌کنن، متلک می‌ندازن، مسخره‌شون می‌کنن، با نگاهشون بهش می‌گن مردیکه مگه خر مغزتو خورده بود، کور بودی؟!

تعداد صفحه : ۳۴۰ صفحه
شابک : ۹۷۸۹۶۴۵۹۲۵۳۱۲
سال نشر : ۱۳۸۸
نوبت چاپ : ۴
قطع : رقعی
نظرات و نقل قول‌ها
اولین نفری باشید که برای این رمان نظر یا نقل‌قولی می‌گذارید
عضو بشین یا وارد سایت شوید
امتیاز کاربران مشاهده همه
mammad
mammad
داستان کوتاه 8
داستان کوتاه 8
داستان کوتاه 6
داستان کوتاه 6
داستان کوتاه 7
داستان کوتاه 7
داستان کوتاه 4 (مجموعه داستان)
داستان کوتاه 4 (مجموعه داستان)
مشاهده تمام رمان های جواد فعال علوی