مجموعه داستان خارجی

دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل

مرد جوان در حالی که راه خود را از میان بیدهای نابینای تنومند باز می‌کرد، به تپه رسید. از زمانی که بیدها تپه را اشغال کرده بودند، او اولین کسی بود که توانسته بود از تپه بالا برود. کلاهش را تا روی چشم‌ها پایین کشید. با یک دست انبوه مگس‌هایی را که در اطرافش وزوز می‌کردند، کنار می‌زد و بالا می‌رفت تا بتواند دختر را ببیند، تا او را از آن خواب عمیق و طولانی بیدار کند.

ثالث
9789643807177
۱۳۹۱
۱۳۲ صفحه
۱۳۹۹ مشاهده
۶ نقل قول
هاروکی موراکامی
صفحه نویسنده هاروکی موراکامی
۷۴ رمان موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۴ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در همان سال یک بار جاز در کوکوبونجی توکیو گشود. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه ...
دیگر رمان‌های هاروکی موراکامی
کتاب‌خانه عجیب
کتاب‌خانه عجیب پسری تنها، دختری اسرارآمیز، مردسفند، عذاب دیده، نقشه می‌کشند که از کتاب‌خانه‌ی کابوس واربگریزند... در این داستان کوتاه مصور ردپای دغدغه‌های موراکامی پیداست. هزارتو و اسارت در آن، قصه ی گریز به راهنمایی یک بلد. درگیری نیروهای خیر و شر، محبت و دوستی تنهایی و فقدان...
سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های سفر معنوی‌اش
سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های سفر معنوی‌اش معلوم است چرا مرگ سایه‌ی منحوسش را بر سر سوکوروتازاکی افکند. یک روز هر 4 دوست صمیمی‌اش که آغاز دوستی شان به خیلی وقت پیش بازمی‌گشت، به سوکورو گفتند دیگر نمی‌خواهند او را ببینند. حتی نمی‌خواستند با سوکورو حرف بزنند. این یک بیان قاطع و ناگهانی بود. راهی برای مذاکره و مصالحه نگذاشتند. برای این عمل زننده و ناگوارشان، مطلقا ...
پس از تاریکی
پس از تاریکی داستان از نیمه شب تا صبح در خیابان‌های توکیو و بخش کوچکی از آن در خانه می‌گذرد، ماری که از خواب طولانی (حدود دو ماه) خواهر زیبایش، اری به ستوه آمده، راهی خیابان‌ها و کافه‌های توکیو می‌شود و طی ماجرایی خود و او را باز می‌یابد...
داستان‌های جشن تولد
داستان‌های جشن تولد داستان‌های جشن تولد مجموعه از داستان‌های کوتاه با مضمون روز تولد است. داستان‌ آدم‌هایی که یک بار در زندگی‌اشان یک‌بار به یاد این روز می‌افتند.
پرنده کوکی و زن سه‌شنبه
پرنده کوکی و زن سه‌شنبه والدینش آدم‌های خوبی بودند، خیلی شایسته ـ اصلا شاید کمی بیش از حد شایسته. پدرش یکی از مدیران اجرایی یک شرکت نفتی بود. از آنجایی که پدر من هم یک زنجیره پمپ بنزین در شیزوئوکا داشت، این امر بدون شک یک تفاهم آشکار بین خانواده‌ها محسوب می‌شد. مادر طرف با یک سینی چای زیبا از ما پذیرایی کرد.
مشاهده تمام رمان های هاروکی موراکامی
مجموعه‌ها