نمایش‌نامه

چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد

(Wer hat angst vor virginia woolf)

این کتاب یکی از بزرگترین نمایشنامه‌های جهان و داستان زن و شوهری است که که شبی دیروقت، زن و شوهر جوانی را به خانة خود دعوت می‌کنند. تمام داستان در همان شب اتفاق می‌افتد و تا نزدیکی‌های صبح به طول می‌انجامد. در خلال گفت وگوهایی که میان شخصیت‌ها درمی‌گیرد، زندگی ویران این شخصیت‌ها ساخته می‌شود؛ عشق‌ها و نفرت‌ها با طنزی گزنده درهم تنیده می‌شوند و داستانی را خلق می‌کنند که هرگز از یادها نخواهد رفت.

9789648706062
۱۳۸۴
۱۸۴ صفحه
۱۹۰۵ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های ادوارد آلبی
3 زن بلندبالا
3 زن بلندبالا [با بالا رفتن پرده، A در مبل سمت چپ صحنه، B در مبل سمت راست، C روی نیمکت جلوی تخت نشسته‌اند. بعد از ظهر است.] [اندکی سکوت.] A: [از جائی نامعلوم به شخصی نامعلوم اعلام می‌شود.] من نود و یک سالمه. B: [مکث.] جدی؟ A: [مکث.] آره. C: [با لبخندی مختصر:] تو نود و دو سالته. A: [مکثی طولانی‌تر، نه چندان مطلوب.] حالا هر چی. B: [به ...
رویای آمریکایی (نمایش‌نامه در 1 پرده)
رویای آمریکایی (نمایش‌نامه در 1 پرده) مادر بزرگ: گفتی، امکان داشت یه شوهری گیرت بیاد که تمام روز و توی صندلی چرخ‌دار... مامی: من یه پارچه سنگ شده‌م! کاش می‌مردم! کاش زبونمو قطع می‌کردم! کاش...
خرده‌ریز
خرده‌ریز چه چیزی می‌تواند از این بدتر باشد که به پایان زندگی برسی و ببینی که زندگی نکرده‌ای. در این نمایش‌نامه همچون ترجمه نخستم (شاعرانگی ـ یوجین اونیل) تنها از لحن رایج روزمره در کوچه و خیابان، همان محاوره‌ بهره برده‌ام.
داستان باغ‌وحش و رویای آمریکایی
داستان باغ‌وحش و رویای آمریکایی جری: من به باغ‌وحش رفته بودم. [پیتر اعتنا نمی‌کند] گفتم من به باغ‌وحش رفته بودم. آقا من به باغ‌وحش رفته بودم! پیتر: هان؟... چی؟... ببخشید، با من بودید؟ جری: من رفتم باغ‌وحش، و بعد پیاده آمدم تا رسیدم این‌جا. به طرف شمال آمده‌ام، نه؟ پیتر: [گیج] شمال؟ آره... من... این‌طور فکر می‌کنم؟ بگذارید ببینم.
مشاهده تمام رمان های ادوارد آلبی
مجموعه‌ها