رمان خارجی

آخرین نامه عاشقت

(The last letter from your lover)

آخرین نامه عاشقت نام هشتمین رمان جوجو مویز نویسنده محبوب انگلیسی می‌باشد. که برنده جایزه رمان عاشقانه بریتانا در سال 2011 شد. این کتاب بسیار مورد توجه قرار گرفته و در صدر پرفروش‌ترین کتاب‌های انگلستان قرار دارد. این رمان عاشقانه با محوریت پیدا کردن نامه‌های عاشقانه توسط دو زن در دو زمان مختلف به ‌نام‌های جنیفر و الی، حس نوستالژیک نامه‌نگاری در زمان‌های گذشته (گذشته نه چندان دور) را برای علاقه‌مندان مطالعه بازسازی کرده و تاثیر نامه در زندگی این افراد را روایت کند. با مطالعه داستان‌های جوجو مویز در می‌یابیم که این نویسنده شهیر سعی دارد تا پیامی را به ما انتقال دهد حاکی از «کوچک بودن دنیا» و اینکه «زندگی انسان‌ها در مکان‌های مختلف این دنیا بسیار شبیه و وابسته به یکدیگرند!»

دانش
9789646549647
۱۳۹۶
۲۴۰ صفحه
۴۱۸ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
نسخه‌های دیگر
جوجو مویز
صفحه نویسنده جوجو مویز
۲۶ رمان پائولین سارا جو مویس و در ۴ اوت سال ۱۹۶۹ در لندن، انگلستان متولد شد. او در رویال هالووی (Royal Holloway) دانشگاه لندن (University of London)و کالج نیو بدفورد دانشگاه لندن (Bedford New College) تحصیل کرد. در سال ۱۹۹۲ او برنده یک بورس مالی از روزنامه ایندیپندنت برای شرکت در دوره کارشناسی ارشد روزنامه‌نگاری در دانشگاه شهر (City University) در لندن شد. او پس از آن به مدت ۱۰ سال (به جز یک سالی که در هنگ کنگ برای ساندی مورنینگ ...
دیگر رمان‌های جوجو مویز
آخرین نامه معشوق
آخرین نامه معشوق عزیزترینم و تنها عشقم .پای حرفم هستم، به این نتیجه رسیدم که تنها راه پیش روی ما اینه که یکی از ما تصمیم بزرگی بگیره ... من به اندازه تو قوی نیستم. وقتی اولین بار تو رو دیدم, به نظرم خیلی شکننده اومدی‏‏‏‏‏‏‏‏ ‏کسی که باید ازش مراقبت کنم, ولی متوجه شدم کاملا در اشتباه بودم. تو یه زن قوی ...
هنوز هم من
هنوز هم من تلفنم رو از جیبم کشیدم بیرون و عکس‌ها رو رد کردم تا به عکس‌های مورد علاقه‌م از سم رسیدم که با یونیفرم سبز تیره‌ش روی تراس نشسته بود. تازه کارش تمام شده بود و چای می‌نوشید، در حالی که به من لبخند می‌زد. خورشید پایین پشت سرش بود و یادم می‌آد که داشتم به خورشید نگاه می‌کردم که چطوری پایین ...
هنوز هم من
هنوز هم من -
رها در باد
رها در باد هر چیزی را که خوب است باید فورا قاپید. اگر چشم‌تان نتواند به قدر کافی ارزش چیزی را ببیند، پس لایق آن نیستید. دیزی به آن فرشته‌ها خیره شد، اکنون که دیگر شانسی نبود آن‌ها مال او باشند مشتاقانه می‌خواست‌شان. «گاهی سرنوشت برای ما چیزایی تو چنته داره که تصورشم نمی‌کنیم، فقط کافیه ایمان داشته باشیم که اتفاقای خوبی برامون ...
کشتی نوعروسان
کشتی نوعروسان انتظار نداشتم که هرگز دوباره او را ببینم آن‌ هم در یک چنین جایی. خیلی وقت بود او را در ته ذهنم پنهان کرده بودم. حضور فیزیکی او مرا شوک‌زده نکرد بلکه غم و اندوهی که در چهره‌اش بود مرا به شدت لرزاند. پیر و سالخورده شده و دیگر خبری از آن شکوه و زیبایی جوانی در وجودش نبود. راستش ...
مشاهده تمام رمان های جوجو مویز
مجموعه‌ها