رمان ایرانی

آپارتمان روباز

چشم برنمی‌داشت. لبخند می‌زد. سر تکان داد و گفت: «آدم عجیبی هستی!» جمله‌ای که قبلا به یاد او نوشته بودم، به زبان آوردم: «هرکسی در عاشقی سبک خودش را دارد!» ادامه جمله‌ای را که نوشته بودم، برایش نگفتم که مسلما سبک عشقی شکسپیر با استریندبرگ و چخوف فرق داشته و خیلی راحت می‌شود این را از خواندن آثارشان فهمید و شاید یک روز مقاله‌ای با هدف بیان این جمله نوشتم که آدم‌ها مطابق با میزان تخیل‌شان است که عاشق می‌شوند. گفت: «پس باید بگویم عاشق عجیبی هستی!» ناگهان بلند شد ایستاد. من هم ایستادم... راه افتاد رفت، بدون خداحافظی1 واقعا چی فکر می‌کند؟! بلند گفتم: «خداحافظ!» حتی برنگشت نگاه کند...

اسم
9786009695126
۱۳۹۵
۱۷۶ صفحه
۵۷۲ مشاهده
۴ نقل قول
علی موذنی
صفحه نویسنده علی موذنی
۱۱ رمان علی موذنی متولد سال 1377 در تهران و فارغ التحصیل رشته ادبیات نمایشی از دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.موذنی در زمینه های داستان نویسی نمایشنامه نویسی و فیلمنامه نوسی فعالیت دارد
دیگر رمان‌های علی موذنی
احضاریه
احضاریه -
دوازدهم
دوازدهم نمی‌دانم تکلیفم با مردی که هم تاریخی است هم معاصر، چیست؟ چگونه می‌توان با شخصیتی چنین که موجودیتش در بستر زمان ادامه پیدا کرده و مثل هر بشر دیگری با طول عمری هفتاد - هشتاد ساله در تاریخ متوقف نشده است، کنار آمد؟ منظورم کنار آمدن یک نویسنده در پرداخت شخصیتی است که هر چند فرازمانی است، اما در میان ...
موسای عیسی
موسای عیسی ای رسول! آغاز کن کتابت کتابی را که عیسی به آن فرمان داده است و بر این بی‌حوصلگی فائق آی که بوی دهان ابلیس از آن می‌آید. قلم را در دواتی فرو بر که به بوی خوش تن عیسی رنگین است و حقایق را به زیبایی جعد موی بلند عیسی روایت کن و لبخندش را کتابت کن تا از خاطره‌اش ...
شعر به انتظار تو
شعر به انتظار تو
نه آبی نه خاکی
نه آبی نه خاکی برخورد گلوله تانک را با دپو با تمام وجود احساس کردم. لرزش زمین مثل ماشینی با آخرین سرعت ممکن از درونم عبور کرد. بعد خود را به همان حالت خوابیده روی هوا دیدم. به نظرم آمد برای آنکه پوستم از شدت گرما قلفتی ور نیاید، باید دهانم را باز کنم. دهانم را باز کردم و تا آمدم آتش را از ...
مشاهده تمام رمان های علی موذنی
مجموعه‌ها