رمان ایرانی

حوض فیروزه

فکر کردم سارا اعتماد به نفس همه پولدارها را داشته دیگر. همان‌ها که بلدند از کدام مزون لباس بخرند که مثل ما نباشند و لباسشان تک باشد. کدام آرایشگاه بروند که مواد خوبی بکار ببرد که مبادا پوست و مویشان خراب شود نه مثل ما که فقط دنبال ارزان‌ترین جاها می‌گشتیم. لابد برای عطر و زر و زیور هم سلیقه خاص خودش را داشته، نه مثل امثال ما که هر چه بهمان بدهند با خوشحالی لستفاده می‌‌کنیم و چون پولش را نداده‌ایم، احساس پیروزی هم داشته باشیم از این که پول نداده صاحب جنسی خوب و درجه یک شده‌ایم.

9786007507292
۱۳۹۶
۴۳۲ صفحه
۱۰۷۳ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های تکین حمزه‌لو
کارما
کارما هزار بار آرزو کرد کاش ماجرا اینطوری پیش نمی‌رفت. از آن کاش‌های سرگردانی که همه آدم‌ها در گذشته‌شان پیدا می‌کنند و با این‌که می‌دانند زندگی دکمه برگشت ندارد؛ باز آرزویش می‌کنند!
عاشقانه برای پسرم
عاشقانه برای پسرم از مهر مادر شنیده بودم و از محبت بی‌دریغش ولی اکنون که آن را به چشم دیدم شاید به جنون نزدیک‌تر بدانمش با تو پیمان بستم و در خیال خود تا پایان عمر همراهت گشتم. من اولین کسی بودم که تو را ترک کردم.
از آن سوی آیینه
از آن سوی آیینه به راستی کدامیک از ما، تصویر آن دیگری است؟ فاصله میان من و او که در آن سوی آیینه ایستاده فقط به اندازه یک حرکت است و این که چه کسی قبل از آن دیگری دستش را تکان دهد! آیا از آن سوی آیینه هم می‌توان دل‌نگران بود؟ و آیا آن‌که آن‌سو‌تر ایستاده حسرت بودن این سو را ندارد؟ شاید هم روزی، من با حسرت از آن‌سو به ...
کنج بهشت
کنج بهشت در آینه به خودم نگاه کردم. تا به حال که مراعات همه‌چیز را کرده بودم نتیجه‌ای که می‌خواستم نگرفته بودم. پس چه خوب که برای یک بار هم شده نگران معیارهای تعریف شده نباشم. باید دل به دریا زد. جمله‌ای در جایی خوانده بودم که من از اشتباهاتم رضایت بیشتری دارم چون انتخاب خودم هستند. از حرف زدن و بودن ...
افسون سبز
افسون سبز داستان، حرکتی لطیف و جذاب دارد... شروع و ادامه کتاب، چنان منطقی و وا‌قعی است که خوا‌ننده در چند برگ اول آن، با داستان عجین می‌شود و کتاب را تا پایان ادامه می‌دهد. و آنچه تامل انگیز می‌نماید، واقعیتی است ملموس از جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم: دختری زیبا که در آستانه‌ پایان تحصیلات خود است و به ناگاه ...
مشاهده تمام رمان های تکین حمزه‌لو
مجموعه‌ها