رمان خارجی

در ژرفای آب

(into the water)

پائولا هاوکینز، نویسنده بریتانیایی، حالا دیگر نویسنده‌ای مشهور و محبوب است که به سبک داستان‌گویی خاص خود دست یافته است. رمان اول این نویسنده، دختری در قطار، میلیون‌ها نسخه فروش رفت و نویسنده‌اش را به یکی از پدیده‌های بازار کتاب بدل ساخت. هاوکینز حالا با یک شاهکار دیگر بازگشته است: در ژرفای آب، داستانی خواندنی و نفس‌گیر که تا آخرین صفحه خواننده را مجذوب و کنجکاو نگه می‌دارد، ماجرایی رازآمیز از زن‌هایی که بخشی از وجودشان را در آب جا گذاشته‌اند... در ژرفای آب به سرعت به فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان راه یافته و تعلیق و جذابیت آن خوانندگان پرشماری را مسحور خود کرده است. این رمان ثابت می‌کند دختری در قطار در کارنامه نویسنده‌اش یک اتفاق نبوده و با داستان‌نویسی مواجهیم که هر صفحه کتابش معما و هیجان تازه‌ای دربردارد. به راستی راز آبگیر مرگ چیست و چه چیزی زن‌ها را به آنجا می‌کشاند؟

نون
۹۷۸۶۰۰۸۷۴۰۰۷۰
۱۳۹۶
۳۶۸ صفحه
۸۵ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
پائولا هاوکینز
صفحه نویسنده پائولا هاوکینز
۸ رمان نویسندهٔ بریتانیایی است که به خاطر کتاب پرفروش دختری در قطار شناخته شده است. هاوکینز در کشور زیمباوه در شهر هراره بدنیا آمده و در آنجا بزرگ شد. پدرش استاد اقتصاد و روزنامه‌نگار مالی بود. پائولا در سال ۱۹۸۹ در سن هفده سالگی به لندن رفت، بعدها در دانشگاه آکسفورد لندن فلسفه، سیاست و اقتصاد خواند. به عنوان روزنامه‌نگار و گزارشگر مالی در نشریهتایمز کار کرد، در تعدادی از موسسات انتشاراتی کار کرده و کتابی از توصیه‌های مالی برای زنان به ...
دیگر رمان‌های پائولا هاوکینز
توی آب
توی آب «جولیا؟ منم. حتما بهم زنگ بزن. خواهش می‌کنم جولیا. خیلی مهمه.» نل ابوت در آخرین روزهای قبل از مرگ‌اش چندین و چند بار با خواهرش تماس گرفت. اما جولیا تلفن‌اش را جواب نداد و درخواست کمک نل را نادیده گرفت. حالا نل مرده. می‌گویند پریده توی آب. جولیا مجبور است به مکانی برگردد که فکر می‌کرد برای همیشه از آن ...
درون آب
درون آب در رودخانه بکفورد جایی هست به نام ((آبگیر غرق)). نل آبوت مشغول نوشتن کتابی بود درباره آبگیر غرق و کسانی که خود را در آن کشته‌اند. مدتی بعد جسد خودش را در آب پیدا می‌کنند. اوایل تابستان هم دختری نوجوان به همان شکل در رودخانه مرده بود. آن‌ها اولین زنانی نیستند که در این آب‌های تیره‌گون می‌میرند، اما مرگ آن ...
دختری در قطار
دختری در قطار ریچل هر روز و هر شب سوار یک قطار می‌شود. هر روز روی ریل‌ها حرکت می‌کند و از کنار خانه‌های گرم و نرم حومه شهر می‌گذرد. هر بار که قطار پشت چراغ خطر توقف می‌کند، ریچل می‌تواند زوجی را تماشا کند که روی ایوان‌شان صبحانه می‌خورند، او حتی کم کم احساس می‌کند آن‌ها را می‌شناسد. اسم‌شان را گذاشته جس و ...
دختری در قطار
دختری در قطار قطار رد شد. صدایی از پشت سرم شنیدم و آنا را دیدم که از اتاق بیرون می‌آید. به سرعت به طرف ما دوید، وقتی کنار او رسید زانو زد و دست‌هایش را روی گلوی تام گذاشت. تا هنوز نگاهی حاکی از هراس و درد را در چهره‌اش داشت. خواستم به او بگویم، نه فایده‌ای ندارد حالا دیگر نمی‌توانی به او کمک کنی، ...
مشاهده تمام رمان های پائولا هاوکینز
مجموعه‌ها