رمان خارجی

1000 خورشید تابان (پالتویی)

(A thousand splendid suns)

در رمان هزار خورشید تابان کمابیش همان مقطع زمانی بادبادک‌باز مطرح شده‌ است،با این تفاوت که در اینجا داستان دو زن در میان است و از ستم مضاعفی می‌گوید که در افغانستان جنگ‌زده بر زنان روا داشته‌اند.به نظر خالد حسینی در این رمان گام چشمگیری به پیش برداشته و هیچ چیز را سیاه سیاه یا سفید سفید ندیده است.

ثالث
9786004051590
۱۳۹۶
۵۷۶ صفحه
۳۹۰ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
خالد حسینی
صفحه نویسنده خالد حسینی
۲۳ رمان خالد حسینی از پدر و مادری هراتی ، در شهر کابل زاده شد. مادرش معلم فارسی و تاریخ در یک لیسه (دبیرستان) بزرگ دخترانه در کابل بود. در سال ۱۹۷۶، پدر خالد حسینی به عنوان دیپلمات وزارت خارجه افغانستان، به پاریس اعزام شد و او نیز به همراه خانواده، به پایتخت فرانسه رفت. در سال ۱۹۸۰ و به دنبال کودتای کمونیستی در افغانستان، پدر خالد حسینی از سفارت افغانستان برکنار شد. در نتیجه خانواده حسینی از ایالات متحده تقاضای پناهندگی سیاسی ...
دیگر رمان‌های خالد حسینی
هزاران خورشید درخشان
هزاران خورشید درخشان در رمان هزار خورشید تابان کمابیش همان مقطع زمانی بادبادک‌باز مطرح شده‌است،با این تفاوت که در اینجا داستان دو زن در میان است و از ستم مضاعفی می گوید که در افغانستان جنگ‌زده بر زنان روا داشته‌اند.به نظر خالد حسینی در این رمان گام چشمگیری به پیش برداشته و هیچ چیز را سیاه سیاه یا سفید سفید ندیده است.
و کوه‌ها طنین‌انداز شدند
و کوه‌ها طنین‌انداز شدند این کتاب بسیار تاثیرگذار و فریبنده خالد حسینی نشانگر درک عمیق او از قید و بندهایی است که به ما و هستی ما معنا می‌دهد، چیزی که معنای آن انسان بودن است. داستان با پیوند نامتوازن میان برادر و خواهری بی‌مادر در دهکده‌ای در افغانستان آغاز می‌شود. برای پری 3 ساله، برادر بزرگش عبدالله بیشتر مادر است تا برادر. و برای ...
و کوه‌ها انعکاس دادند
و کوه‌ها انعکاس دادند در این داستان که تنها در محور والدین و و فرزندان نیست، بلکه خواهران و برادران و عموزاده‌ها و سرایدار‌ها را در بر می‌گیرد. خالد حسینی به جست و جو و کاوش در مسیرهای مختلفی گه در طی آنها خانواده پرورش می‌‌یابد، آزرده و جریحه‌دار می‌شوند، مورد خیانت قرار می‌گیرند، مایه احترام و افتخار می‌شوند، و برای یکدیگر دست ...
و پاسخی پژواک‌سان از کوه‌ها آمد
و پاسخی پژواک‌سان از کوه‌ها آمد خب، پس شما داستان می‌خواهید و من هم یکی برایتان تعریف می‌کنم. اما فقط یکی. بیشتر نخواهید. پری، دیروقت است، من و تو مسافرتی طولانی پیش رو داریم. باید امشب را خوب بخوابی. تو هم همین‌طور عبدالله. وقتی من و خواهرت این‌جا نیستیم، رویت حساب می‌کنم. مادرت هم همین‌طور. هان. پس فقط یک قصه. گوش کنید، هر دویتان، خوب گوش ...
و کوه‌ها باز گفتند
و کوه‌ها باز گفتند نیلا با چشمانی درشت‌شده از شگفتی، با دو دست جلوی دهانش را گرفته بود تا مبادا صدای شیونش شنیده شود. این‌ها برمن، بر قلب من، بر روح من سنگینی می‌کند، آقای مارکوس. این همه سال گذشته، اما تمام این‌ها بر جان من سنگینی می‌کند.
مشاهده تمام رمان های خالد حسینی
مجموعه‌ها