مجموعه داستان ایرانی

نامهربان من کو

تخته درست در چند قدمی میزی بود که او رویش نشسته بود. گچ را برداشتم و طوری که او هم از آن فاصله بتواند بخواند نوشتم " گویند دل به آن بت نامهربان نده/ دل آن زمان ربود که نامهربان نبود" نامهربان نبود، مطمئنم! هر چند که بخواهد نقش نامهربان‌ها را بازی کند، نمی‌تواند من را گول بزند! از لحظه‌ای که آمده بخت‌النصر شده و نشسته مقابلم و پا روی پا انداخته! نمی‌خواهد اعتراف کند، اما نگرانم است! نگران سلامتی‌ام! نگران این بیست و چهار ساعت، وگرنه چرا نمی‌رود؟! وقتی برگشتم و مقابلش نشستم، هنوز هم چشم به تخته داشت، بالاخره نگاه ظاهرا ساده و بی‌تفاوتش را از روی نوشته برداشت و داد به طرح روی کافی. ساده و با طمانینه توضیح دادم: - شبدر چهاربرگ به اعتقاد بعضی‌ها مثل سکه شانسه و خوش‌شانسی می‌آره!

9786007507506
۱۳۹۶
۸۳۲ صفحه
۹۸۶ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های بهارلویی
نطلبیده 1 (2 جلدی)
نطلبیده 1 (2 جلدی) نگاهش رفت سمت ماشین رفیع! آخ که لابه‌لای حرف‌های آیناز چه‌قدر متلک بارش کرده بود! دل او هم از همین آتش گرفته بود که چرا آیناز فرصتی برای متلک‌گویی به رفیع و کنایه شنیدن به او داده است. اگر سرش را مثل بچه آدم پایین می‌انداخت و به خانه برمی‌گشت مجید توانا نبود! از موتور پیاده شد و با تندی ...
این روزها
این روزها باز برگشته و خانه محل تنش شده است. دستگاه پخش را روشن کرد و آهنگ غربی تندی پخش شد و برای اذیت دیگران صدایش را تا آخرین حد زیاد کرد و بلند داد زد: الهه برام چایی بیار. از آیینه به او نگریستم، خیلی دلش می‌خواست برایش نبرم تا گزکی به دست بیاورد. با خشم لبم را فشرده و به آشپزخانه ...
انتهای سادگی 1 (2 جلدی)
انتهای سادگی 1 (2 جلدی) بعضی مواقع احساس می‌کنم که آخر، کارم به دیوانگی می‌کشد. بابک در تمام عید حتی تلفنی هم حالم را نپرسید. می‌دانم بعد از خراب‌کاری که آن روز در رستوران شد باز با من قهر کرده. کاش من شماره‌اش را داشتم. کار اشتباهی کردم که آن روز به حرف امیر آقا گوش کردم، البته آن روز احساس می‌کردم کار دیگری نمی‌توانم ...
نطلبیده 2 (2 جلدی)
نطلبیده 2 (2 جلدی) نگاه ملتمس شهرزاد کشیده شد سمت دیبا، او که از بس حرف زده کف به دهان آورده بود اما هنوز نتوانسته بود نیکا را قانع کند. دل دیبا بیشتر از نیکا برای پسرعمه‌اش می‌سوخت. فرزاد هم می‌خواست هوای مجلس را داشته باشد و هم دلش نمی‌آمد همین اول بسم ا... چیزی به تازه عروسش بگوید و ناراحتش کند. سخت مانده ...
مشاهده تمام رمان های بهارلویی
مجموعه‌ها