بیوگرافی

سباستین

وقتی پرچم آمریکا بالا می‌رفت و در وزش نسیم کناره اقیانوس اطلس، ستاره‌هایش را به رخ دشمن قدیمی می‌کشید، با خودم فکر می‌کردم آینده کوبا چگونه خواهد بود؟ قضاوتی نمی‌کنم که بهتر است یا بدتر، این را خود کوبایی‌ها باید بگویند و تاریخ، اما هر چه هست دیگر شبیه کوبای امروز نخواهد بود. کوبایی که هنوز روح فیدل با همه کهنسالی‌اش در آن حضور دارد، کوبایی که هنوز «چه» قهرمان رویاهایش‌ است، کوبایی که یکی از آخرین مظاهر دیگر گون بودن است... من دوست دارم این کوبا را ببینم، نه کوبایی که مثل جاهای دیگر دنیا پر از مک‌دونالد و کی‌اف‌سی است. من دوست دارم بر دیوارهای شهرهایش عکس چه‌گوارا را ببینم نه جاستین بیبر را... چند روز بعد خطر جدی‌تر شد. باراک اوباما هم قرار شد برای ملاقات با رائول کاسترو به هاوانا برود. شک ندارم که روند تغییرات و آمریکاییزه شدن سرعتی بیش از پیش خواهد گرفت. باید می‌جنبیدم، اگر امسال هم به کوبا نمی‌رفتم معلوم نبود تا سال دیگر چه میزان تغییرات در آن جا صورت بگیرد و چقدر کوبا می‌تواند از دام کاپیتالیسم برهد و همچنان شبیه جاهای دیگر نباشد. باید می‌جنبیدم و می‌رفتم. باید آخرین یادگاری‌های استقلال را می‌دیدم و ثبت می‌کردم.

مثلث
9786008482024
۱۳۹۵
۱۵۲ صفحه
۸۲ مشاهده
۶ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
دیگر رمان‌های منصور ضابطیان
چای نعنا (سفرنامه و عکس‌های مراکش)
چای نعنا (سفرنامه و عکس‌های مراکش) مراکش دروازه آفریقاست و نزدیک‌ترین کشور آفریقایی به اروپا. مراکش زمانی مرا وسوسه کرد که در جنوب اسپانیا فیلم می‌ساختم و وقتی در کوچه پس کوچه‌های گرانادا قدم می‌زدم، احساسی از خویشاوندی با مردم آن منطقه داشتم. ایرانی‌ها مراکش را چندان نمی‌شناسند. در همه این سال‌ها مراکش جزو کشورهایی بوده که ایرانی‌ها کمتر به آن‌جا رفت و آمد داشته‌اند. حتی ...
برگ اضافی (مجموعه‌ای از سفرنامه‌ها و عکس‌ها)
برگ اضافی (مجموعه‌ای از سفرنامه‌ها و عکس‌ها) استقبال از دو کتاب «مارک و پلو» و «مارک دو پلو» بزرگترین انگیزه‌ای بود که باعث شد در این لحظه این کتاب را در دست داشته باشید. «برگ اضافی» بر خلاف دو کتاب پیشین گزارش‌هایی کامل از سفر به کشورهای مختلف نیست. بلکه یادداشت‌های پراکنده‌ای‌ست از مشاهدات و خاطراتم از این سو و آن سوی جهان. اگر تصور می‌کنید با خواندن ...
مارک و پلو (سفرنامه‌های منصور ضابطیان)
مارک و پلو (سفرنامه‌های منصور ضابطیان) ظهر یک روز تابستان، فرشید با یک پیشنهاد آمد: ((یک سفر تفریحی به ترکیه! )) غیرممکن بود. من یک خبرنگار تازه‌کار با درآمدی اندک بودم که تازه باید هزینه تحصیلم در دانشگاه را هم تامین می‌کردم. در تفکر ما ایرانیان سفر به خارج همیشه کار غیر ضروری و از سر سیری بوده است. با نگاه برآمده از چنین تفکری پاسخ اولیه ...
مشاهده تمام رمان های منصور ضابطیان
مجموعه‌ها