نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

آناکارنینا

نیاز: یه سوال بپرسم؟ قبل از این که من بیام تو زندگی‌ات عاشق بودی یا رابطه‌ای داشتی؟ کاوه: ... نیاز: داشتی؟ کاوه: برای چی می‌پرسی؟ نیاز: همین‌طوری. کاوه: همین‌طوری سوال نمی‌پرسن. نیاز: داشتی یا نه؟ دوست دارم بدونم فقط. کاوه: نه نداشتم. نیاز: دروغ می‌گی. کاوه: خب اگه می‌دونی دروغ می‌گم پس تمومش کن.

مروارید
9789641915553
۱۳۹۶
۱۰۸ صفحه
۹۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
لئو تولستوی
صفحه نویسنده لئو تولستوی
۴۹ رمان لئو نیکلایویچ تولستوی (به روسی: Лев Никола́евич Толсто́й)، نویسنده و فعال سیاسی اجتماعی روس. زادروز وی (۹ سپتامبر ۱۸۲۸ میلادی) در یاسنایا پالیانا[۳] از توابع تولا است . تولستوی در روز (۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ میلادی) درگذشت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد. تولستوی یکی از مشهورترین نویسندگان و بزرگ‌ترین شخصیت‌های تاریخ روسیه است. رمان‌های جنگ و صلح و آنا کارنینا جایگاه او را در بالاترین ردهٔ ادبیات داستانی جهان تثبیت کرده‌اند. لئو نیکلایوویچ تولستوی به‌حدی در کشورش مشهور ...
دیگر رمان‌های لئو تولستوی
جنگ و صلح 1 (4 جلدی)
جنگ و صلح 1 (4 جلدی) جنگ و صلح را، اگر نه بزرگترین رمان عصر ما ، دست‌کم یکی از بزرگترین آن‌ها دانسته‌اند: داستانی به مانند جهانی که در آن شخصیت‌های بسیاری هر یک با شوری خاص در افت و خیزند. اقیانوسی انسانی، با جریان‌های بی‌شمار و درهم‌پیچیده که در ورای آن روحی مقتدر طوفان‌ها می‌انگیزد و فرو می‌خواباند و باز به پا می‌دارد. تالستوی در ...
سرگذشت 1 اسب
سرگذشت 1 اسب طنزی است بر انسان متمدن ، از دید یک اسب.
آناکارنینا 1 (2 جلدی)
آناکارنینا 1 (2 جلدی) الکسی الکساندرویچ با خود گفت: بنابراین، مسائل مربوط به احساسات او و از این قبیل مربوط به وجدان اوست که من حق دخالت در آن را ندارم. وظیفه من به روشنی مشخص است. من رئیس خانواده‌ام و باید او را هدایت کنم و از این لحاظ تا اندازه‌ای مسئوولم، وظیفه دارم خطری را که مشاهده می‌کنم به او نشان دهم، ...
اعتراف
اعتراف فلسفه فقط رشته‌ای دانشگاهی نیست که در دانشگاه خوانده شود. فلسفه به همه تعلق دارد و همه ما از کودکی سوالاتی طرح می‌کنیم که جنبه فلسفی آشکاری دارند. این سوال‌ها و پاسخ‌های آنها «راه زندگی» هر کس را معین می‌کنند. این مجموعه به مسائلی فلسفی از همین دست می‌پردازد که همه ما به نوعی در زندگی با آن مواجهیم، از سوال‌های ...
پالیکوشکا
پالیکوشکا افراد حاضر در محل تعریف می‌کردند: ایلیت با همان طنابی که از گهواره باز شده بود، حال با پیراهنی و شلواری به تن و با کلاهی از سر افتاده، از تیر آویزان بود. پاهایش نزدیک به زمین، اما آثار و نشانه‌ای از حیات در او دیده نمی‌شد. آپولینا که در بهت و حیرت غرق بود برای چندمین بار به طرف پله‌ها ...
مشاهده تمام رمان های لئو تولستوی
مجموعه‌ها