رمان خارجی - فرانسه

رمزگشایی در آمازون

(Vingt mile lieuse souse les mers)

حدود 1 ماه گذشت و به دستور گارل کشتی بزرگ «جانگادا» با تمام لوازم آن تحت سرپرستی چند مهندس و یک‌صد و پنجاه کارگر سیاه‌پوست کار بلد ساخته شد، این کشتی بزرگ مانند ناوی بود که در موقع احتیاج می‌توانست با دزدان دریایی و حوادث احتمالی مقاومت کند.

پنگوئن
9786226284028
۱۷۶ صفحه
۱۰۸ مشاهده
۰ نقل قول
ژول ورن ۴۶ رمان ژول گابریل ورن نویسنده و آینده‌نگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت. او هنگامی از سفر به هوا و فضا و زیر دریا در داستان‌های خود سخن گفت که هنوز بشر نتوانسته بود وسایل و امکانات چنین سفرهایی را فراهم کند. آثار او از نظر ترجمه به زبان‌های دیگر بعد از آثار آگاتا کریستی در رده دوم جهانی هستند. سال ۲۰۰۵ به مناسبت صدمین سال مرگ او «سال ژول ورن» نامیده شد. تاکنون چندین انیمیشن و فیلم از ...
دیگر رمان‌های ژول ورن
5 هفته در بالن
5 هفته در بالن روز یکشنبه و ساعت شش صبح با طلوع خورشید، ابرها پراکنده شدند و با نمایان شدن افق، نسیم ملایم و روح‌بخشی همراه با پرتو زیبای خورشید بر آسمان نشست. زمین زیبای آفریقا که اکنون با باران شب خیس و تازه شده بود زیر پای مسافران پدیدار شد. به نظر می‌رسید که بالون در میان ابرها و جریان‌های مخالف فقط دور ...
ناخدای 15 ساله
ناخدای 15 ساله
20000 فرسنگ زیر دریا
20000 فرسنگ زیر دریا سال 1866 میلادی به دلیل وقوع رویدادی عجیب، برای همیشه در یادها باقی خواهد ماند. دریانوردان سرتاسر جهان، ماه‌های متوالی درباره‌ مشاهده‌ شناور عجیبی خبرهایی را گزارش می‌کردند. هر کدام از آن‌ها چیزی می‌دیدند که سریع‌تر و بزرگ‌تر از هر نوع جانور شناخته‌شده‌ دریایی بود. بعضی وقت‌ها حتی به نظر می‌رسید که این موجود عجیب از خود نور منتشر می‌کند! ...
دور دنیا در 80 روز
دور دنیا در 80 روز ژول ورن، نویسنده فرانسوی که رمان‌های ماجراجویانه‌اش نام او را سر زبان‌ها انداخت، در سال 1863 پنج هفته در بالن را تحویل ناشر داد. این رمان با چنان موفقیتی رو‌به‌رو شد که نویسنده و ناشر تصمیم گرفتند به اتفاق هم مجموعه‌ای با عنوان «سفرهای شگفت‌انگیر» و با صحافی متفاوت منتشر کنند، کتاب‌هایی نفیس، در قطع رقعی، با گراورهایی سیاه و ...
هجوم دریا (ادبیات کلاسیک جهان)
هجوم دریا (ادبیات کلاسیک جهان) جما که از دیدن فرزندش بسیار شاد شده بود، هنگامی که دید پسرش به سرعت با اسب می‌تازد و در صحرا از دید او دور می‌شود، در حالی که بغض گلویش را می‌فشرد، گفت: برو در پناه خدا!
مشاهده تمام رمان های ژول ورن
مجموعه‌ها