رمان خارجی

پشه بینی دراز (کتاب‌های طلایی 5)

در بیشتر داستان‌های این مجموعه، که به قلم نویسندگان بزرگ نوشته شده‌اند، مطالب آموزنده‌ای درباره زندگی وجود دارد و به همین سبب این گونه داستان‌ها هرگز نمی‌میرند. داستان برای بچه‌ها نوشته بی‌جانی نیست؛ در خیال بچه‌ها جان می‌گیرد و با آن‌ها زندگی می‌کند. امید است خواندن این داستان‌ها با بچه‌ها گستره دید و بلندپروازی و شجاعت ببخشد و یاس و تنگ‌نظری را از آن‌ها به دور کند. هدف از انتشار این داستان‌ها بعد از گذشت بیش از نیم قرن آن است که بتواند نوجوانان امروز را هر چه بیشتر به کتاب و کتاب‌خوانی علاقه‌مند کند تا شاید از میان این خوانندگان پرشور نویسندگان بزرگی پدید آیند.

9786007439906
۴۸ صفحه
۱۴ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
خرمگس و زن ستیز (مجموعه داستان‌های طنز)
خرمگس و زن ستیز (مجموعه داستان‌های طنز) ببینم این جمله سارتر را شنیده‌اید؟ چیزی که می‌خوری تبدیل به نجاست می‌شود اما چیزی که می‌خوانی و درباره‌اش فکر می‌کنی می‌تواند به راحتی تبدیل به یک گل سرخ شود. حتم دارم که منظور سارتر از چیز دومئ مجموعه قصه‌های کوتاه طنز درجه یکی مثل همین کتابی است که در دست دارید.
نامه‌های عاشقانه آلبر کامو به ماریا کاسارس (خطاب به عشق)
نامه‌های عاشقانه آلبر کامو به ماریا کاسارس (خطاب به عشق) بیش از نیم قرن باید می‌گذشت تا مکاتبات عاشقانه نویسنده‌ای بزرگ و بازیگری مشهور منتشر شود و خبرش به گوشه و کنار جهان برسد. کاترین کامو در سال 1979 این نامه‌ها را از ماریا کاسارس تحویل می‌گیرد تا بعد از نیم قرن در انتشار گالیمار منتشر شود. بی‌راه نیست اگر بگوییم که این نامه‌ها را می‌توان مانند یک «رمان» خواند ...
3 نامه و 1 قصه و چند داستان دیگر
3 نامه و 1 قصه و چند داستان دیگر وجنات شگفت‌زده‌اش دیدن دارد، وقتی که کناردستی من در نهایت به نقطه محاسبه شده می‌رسد و چیزی را لمس نمی‌کند جز هیچ. هیچ هیچ! کفش شماره چهل و پنجش تنها و بی‌کس شده. دیگر طاقت نمی‌آورد. ابتدا به زمین نگاه می‌اندازد، بعد به پای من. من همچنان غرق در افکار خود با عروسک‌هایم بازی می‌کنم و طرف کم‌کم متوجه می‌شود ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
بانوی بهشتی
بانوی بهشتی خواننده‌ی جوان و عزیزم، تو باید بدانی که من از سال‌های جنگ و اشغال کشورمان نفرتی عمیق دارم؛ زمانه‌ای که به جای کتاب و قلم، تپانچه و نارنجک در دست‌هامان می‌چپاند و به‌جای این‌که به ما راه زیستن را بیاموزد، امر به مردن می‌کرد...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها