رمان ایرانی

طناب‌کشی

زن خیال‌بافت، پرافاده، هیچ‌کس دوستش ندارد. مغرور، پشت هر کلامش یک استغفرالله خوابیده. به دروغ. کسی که سرش همیشه بالاست و کیف دستی‌اش پر از پول، خدا ار نمی‌شناسد. خرج خانه پدری‌اش را او می‌دهد.اما هیچ‌کس دوستش ندارد. هر وقت اسمی از او می‌آید همه رو ترش کرده، گره در ابروهای‌شان می‌اندازند. انگار از وبا، از یکی از بیماری مسری حرف تمی‌زنیم.

چشمه
9786002290342
۱۳۹۰
۱۲۸ صفحه
۴۷۸ مشاهده
۰ نقل قول
مجید قیصری
صفحه نویسنده مجید قیصری
۱۲ رمان مجيد قيصري نويسنده‌اي كه با داستان‌هاي جنگي‌اش شناخته شده است.
وي در سال ١٣٤٥ در تهران متولد شد اما اصالتاً اصفهاني است و در رشته روانشناسي تحصيل كرده است. قيصري در اوايل دهه ٧٠ به طور جدي به نوشتن داستان كوتاه پرداخت. مجموعه داستان «صلح»، رمان «جنگي بود، جنگي نبود»، مجموعه داستان«طعم باروت» و مجموعه داستان«نفر سوم از سمت چپ» محصول تلاش‌هاي او در زمينه داستان‌نويسي در دهه گذشته است.
در سال ١٣٨٠ رمان «ضيافت به صرف گلوله» و در ...
دیگر رمان‌های مجید قیصری
شماس شامی
شماس شامی داستان اگر اجازه ندارد تاریخ را تحریف کند، اما این توان و ظرفیت را داراست که تاریخ را از زاویه‌ای نو به روایت بنشیند، گویی که آن را دوباره می‌آفریند. در شماس شامی، برهه‌ای از تاریخی مکرر، باز هم تکرار می‌شود و هنوز نامکرر است. مجید قیصری با مجموعه داستان گوساله‌ی سرگردان (افق 1386) جایزه‌ نویسندگان و منتقدان مطبوعات، جایزه ادبی اصفهان، ...
زیرخاکی
زیرخاکی البته آن‌وقت نمی‌دانستیم خانه کی پا گذاشته‌ایم. بعدها فهمیدم. همین‌طوری اتفاقی وارد خانه شده بودیم. چیزهایی برای خودمان جمع کرده بودیم که ببریم از آنجا. نمی‌دانم یونس بود یا قاسم، که چشمش افتاده بود به عکس‌ها. چندتایی می‌شدند. قاتی مجله‌های زن روز و روزنامه‌های زرد شده بودند.
گوساله سرگردان
گوساله سرگردان گوساله سرگردان مجموعه 7 داستان کوتاه از مجید قیصری است، چهره‌ای جوان که می‌توان او را یکی از میراث‌داران دوران جنگ خواند. انسان داستان‌های قیصری می‌کوشد باورهای عینی را با جهان ذهنی خود همسو کند و جستجوگر حقایق پنهان در دنیایی باشد که ارزش‌ها را دگرگونه جلوه می‌دهد.
3 کاهن
3 کاهن حالا ستاره‌ها با او بازی می‌کنند. به دست بادش داده‌اند و فراموش کرده‌اند. حالا کجاست؟ راه کدام است؟ به کدام سوی می‌رود؟ هیچ‌چیز پیش دیدش دیدار نیست. این سقف بی‌کرانه کجا، آن کجا؟ خیمه روزانه‌ای دارد به بیرون، اول و آخری دارد، ولی اینجا، این تاریکی، نه شروعی دارد نه پایانی، یا هر طرف شروع است و هر لحظه شاید ...
مشاهده تمام رمان های مجید قیصری
مجموعه‌ها