رمان خارجی

تصویر دوریان گری

(The picture of dorian gary)

دوریان به اطراف نگاه کرد، شبح بدقواره آدم‌ها که هر یک به وضع ناهنجاری روی زمین دراز کشیده و مشغول کشیدن تریاک بودند نگاه کرد. پاهای تاشده، دهان‌های باز، چشم‌های از حدقه درآمده و خاموش او را به کلی مدهوش کرد. به کیفیت خلسه کم و بیش آشنا بود. می‌دانست که باطنا چه شور و حسرتی آن‌ها را عذاب می‌دهد و این لذت و اشتیاق جدید چه کیفیتی دارد...

رضا مشایخی
جامی
۹۷۸۹۶۴۲۵۷۵۶۴۰
۱۳۸۸
۳۰۴ صفحه
۱۷۰۰ مشاهده
۴ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
اسکار وایلد
صفحه نویسنده اسکار وایلد
۱۲ رمان Oscar Fingal O'Flahertie Wills Wilde was an Irish playwright, poet and author of numerous short stories and one novel. Known for his biting wit, he became one of the most successful playwrights of the late Victorian era in London, and one of the greatest celebrities of his day. Several of his plays continue to be widely performed, especially The Importance of Being Earnest. As the result of a widely covered series of trials, Wilde suffered a dramatic downfall and was ...
دیگر رمان‌های اسکار وایلد
بلبل و گل‌ سرخ
بلبل و گل‌ سرخ اما قصه‌هایی که در این مجموعه می‌خوانید تنها یک بعد از ابعاد ادبی اسکاروایلد است. آندره ژید که از دوستان اسکار وایلد بود درباره او می‌نویسد: «غالبا در محفل دوستان و آشنایان به جای آن که حرفی بزند و بحثی بکند قصه می‌گفت. در میان قصه‌ها، بعضی از شاهکار‌های او مانند «شهزاده خوشبخت» ، «شاه جوان» و «ماهیگیر و روحش» ...
ویرا یا نیهیلیست‌ها
ویرا یا نیهیلیست‌ها در اواخر رژیم تزاری در روسیه، تبعید و بازداشت مخالفان رژیم به سیبری و کشتار مردم به اوج رسیده بود. در جواب به این رفتار رژیم یک نهضت سیاسی مردمی به نام نیهیلیست‌ها برای مبارزه با آن تشکیل شد. یکی از اعضای آن دیمیتری، پسر یک میکده‌دار روستایی بود. با دستگیر شدن و انتقال او به سیبری، که مرگ حتمی ...
تصویر دوریان‌ گری
تصویر دوریان‌ گری دوریان به اطراف نگاه کرد، شبح بدقواره آدم‌ها که هر یک به وضع ناهنجاری روی زمین دراز کشیده و مشغول کشیدن تریاک بودند نگاه کرد. پاهای تاشده، دهان‌های باز، چشم‌های از حدقه درآمده و خاموش او را به کلی مدهوش کرد. به کیفیت خلسه کم و بیش آشنا بود. می‌دانست که باطنا چه شور و حسرتی آن‌ها را عذاب می‌دهد و ...
شاهزاده خوشبخت و داستان‌های دیگر
شاهزاده خوشبخت و داستان‌های دیگر شاهزاده شادکام گفت:«در این میدان پایین پای ما دخترک کوچکی ایستاده است و شغلش کبریت‌فروشی است. تمام کبریت‌هایی که داشته از دستش به زمین افتاده و ضایع شده است. اگر دست خالی به خانه برگردد پدرش کتکش خواهد زد. طفلک دارد گریه می‌کند. نه جوراب دارد و نه کفش و سرش هم برهنه است. چشم دیگرم را بکن و به ...
مشاهده تمام رمان های اسکار وایلد
مجموعه‌ها