رمان خارجی

اشکی و لبخندی

این کتاب شامل پنجاه و یک قطعه از سروده‌های «جبران خلیل جبران» است. جبران در این کتاب می‌گوید: ”آرزومندم زندگی به شکل اشکی و لبخندی باقی بماند: اشکی که قلبم را تطهیر می‌کند و اسرار پنهان زندگی را به من می‌فهماند. لبخندی که مرا به فرزندان سرزمینم نزدیک می‌سازد و نشانی برای پرستش خداست“.

حیدر شجاعی
دادار
۹۷۸۹۶۴۸۰۹۷۰۷۸
۱۳۸۷
۱۵۲ صفحه
۱۱۶۰ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
جبران خلیل جبران
صفحه نویسنده جبران خلیل جبران
۳۷ رمان او در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳، در خانواده‌ای مسیحی مارونی (منسوب به مارون قدیس) که به خلیل جبران شهرت داشتند، در البشری، ناحیه‌ای کوهستانی در شمال لبنان به دنیا آمد. مادرش زنی هنرمند بود که «کامله» نام داشت. مادر جبران کامله رحمه، سی ساله بود که جبران را از شوهر سومش خلیل جبران به دنیا آورد. شوهرش مردی بی مسئولیت بود و خانواده را به ورطه فقر کشاند. جبران خلیل یک برادر ناتنی به نام «پیتر»، شش سال بزرگتر از ...
دیگر رمان‌های جبران خلیل جبران
عیسی پسر انسان
عیسی پسر انسان باراباس می‌گوید: "او را گرفتند و مرا آزاد کردند، او بالا رفت و من فرو رفتم... و من به خوبی می‌دانم این کسانی که عیسی را به جای من به صلیب کشیدند، مرا به عذابی جاویدان محکوم کردند، زیرا به صلیب کشیدن او یک ساعت بیش‌تر طول نکشید، اما من تا پایان عمر، صلیب خویش را بردوش می‌کشم. جبران‌خلیل‌جبران شاعر، نویسنده ...
گورکن
گورکن
دیوانه و خدایان زمینی  جیبی
دیوانه و خدایان زمینی جیبی مرد دیوانه، نخستین کتابی است که جبران خلیل‌جبران آن را به زبان انگلیسی نوشت و در سال 1981 منتشر ساخت. این اثر بعدها و با سرعت به زبان‌های فرانسه، ایتالیایی، آلمانی، اسپانیایی یونانی و سپس تحت عنوان «المجنون» به زبان عربی ترجمه گردید و برای نویسنده شهرت جهانی آورد. خوانندگان با این اثر انس گرفتند، زیرا کلمات و جملات آن ...
پیامبر و دیوانه (پالتویی)
پیامبر و دیوانه (پالتویی) کتاب پیامبر از روی نود و هفتمین چاپ متن انگلیسی و کتاب دیوانه از روی چاپ متن انگلیسی این اثر به فارسی ترجمه شده است. در ترجمة حاضر سعی شده کیفیت ساده، کهن و گیرایی اصل اثر حفظ شود. پیامبرِ خلیل‌جبران در چهرة «المصطفی» ظاهر می‌شود. وی بر بالای کوه، با مردم ارفالس با سخنان نافذ و شاعرانه دربارة همة ...
کاغذ سفید التایه
کاغذ سفید التایه صدفی به صدف کناری خود گفت:من احساس درد زیادی در درونم می‌کنم، دردی که سنگین و گرد است. صدف همسایه با رضایت و تکبر گفت:سپاس برای آسمان‌ها و دریاها که من در درونم دردی احساس نمی‌کنم من از درون و بیرون خوب و سالم هستم. خرچنگی که در آن لحظه از آ‌ن‌جا عبور می‌کرد صدای گفت‌وگوی آن دو را شنید...
مشاهده تمام رمان های جبران خلیل جبران
مجموعه‌ها