رمان خارجی

فرزند پنجم

دیوید و هریت در حالی که به سر و صدای خنده و بازی بچه‌ها در حیاط گوش می‌کردند دستان هم‌دیگر را گرفتند و لبخند زدند. می توانستند در هوای خوشبختی نفس بکشند. 4 فرزند، خانه‌ای قدیمی و زیبا، دوستان و اقوام دوست‌داشتنی، زندگی دیوید و هریت لوات زمزمه شکوه‌مند زیبایی ارزش‌های پاک و دل‌انگیز زندگی به دور از هیاهوی شهر است. اما آن‌گاه که فرزند پنجم آن‌ها به دنیا می‌آید، سایه ترسناک و پلیدی بر زندگی آرام و خوش آن‌ها می‌افتد. بن غول‌پیکر با چهره‌ای کریه و زشت و با قدرتی مهارنشدنی، مملو از نفرتی خشک، سینه‌های هریت را می‌درد. هریت که سعی در نگهداری این نوزاد دارد، با مقاومت ترسناک و خشنی مواجه می‌شود که پیش‌تر حتی فکر آن را نیز نمی‌کرد. هریت پریشان به شدت از چیزی که به دنیا آورده است، به وحشت می‌افتد. . .

ثالث
9789643805012
۱۳۸۹
۱۶۸ صفحه
۱۲۱۰ مشاهده
۲ نقل قول
دوریس لسینگ
صفحه نویسنده دوریس لسینگ
۱۵ رمان Both of her parents were British: her father, who had been crippled in World War I, was a clerk in the Imperial Bank of Persia; her mother had been a nurse. In 1925, lured by the promise of getting rich through maize farming, the family moved to the British colony in Southern Rhodesia (now Zimbabwe). Like other women writers from southern African who did not graduate from high school (such as Olive Schreiner and Nadine Gordimer), Lessing made herself into ...
دیگر رمان‌های دوریس لسینگ
رهنمودهایی برای نزول در دوزخ
رهنمودهایی برای نزول در دوزخ دوریس لسینگ در سال 1919 از پدر و مادری انگلیسی در کرمانشاه به دنیا آمد. پدرش در آن هنگام مدیر یکی از شعب بانک‌ شاهنشاهی ایران بود. دوریس در شش سالگی همراه با خانواده به رودزیای جنوبی (زیمبابوه امروزی) عزیمت کرد. در چهارده سالگی مدرسه را رها کرد و به کارهایی چون پرستاری و منشی‌گری پرداخت. پس از دو بار ...
اسیر خشکی
اسیر خشکی لسینگ در شرح احساسات و شخصیت زنان، زبانی بسیار قدرتمند دارد. شخصیت اول رمان «اسیر خشکی» زن جوانی است که میان سرخوردگی‌های سیاسی‌اش در حزب کمونیست و جمع هم‌حزبی‌های جوانش، روابط فروپاشیده‌اش با والدین خود، ارتباطی عمیق با رفیق حزبی‌اش، و نیز درک احساسات خود به عنوان یک زن، سرگشته و در آستانه از خود بیگانگی است. اسیر خشکی در ...
علف‌ها آواز می‌خوانند
علف‌ها آواز می‌خوانند در مزارع خالی و بی‌روح آفریقای جنوبی و در سال‌های اولیه دهه 1950، مری ترنر، زن ناامید و خسته سفیدپوست، و دیک، همسر کشاورز و ناموفقش، با موسز خدمت‌کار مرموز سیاه‌پوست، مواجه می‌شوند. زمانی که دیک، مری را به مزرعه خود در میان علف‌زارها می‌برد، او قدم به زندگی‌ای می‌گذارد که با تمامی تصوراتش متفاوت است. به تدریج کسالت سال‌ها ...
خاطرات 1 بازمانده
خاطرات 1 بازمانده -
دری که می‌خواند
دری که می‌خواند پاس‌دار در: وقتشه به ما ملحق بشید. (پاس‌دار در،‌ روبروی انبوه ماشین‌آلات می‌ایستد، انگار که بخواهد مراسمی را رهبری کند. نمایندگان و مقامات و ماموران صفی پشت او تشکیل می‌دهند.) یکی از آن گروه: اصلا چرا باید مراسمی برگزار بشه؟ مگر قرار نیست بریم بیرون؟ (این شخص، و دیگر اعضای آن گروه، به در برپا ایستاده در محراب نگاه می‌کنند، سرهاشان را ...
مشاهده تمام رمان های دوریس لسینگ
مجموعه‌ها