رمان ایرانی

ناز نازان (به تلخی زهر 1)

هرگز گمان نداشت دنیا به این پوچی و تنگی و پست باشد. هرگز فکر نکرده بود روزی در برهه‌ای از زمان از خنجر تقدیر در یک لحظه زودگذر و آنی ضربه‌ای کاری بر او فرود آید و این چنین روح زندگی را در او بکشد و او را نیز بر خاک ذلت و ناکامی سرنگون سازد. او هرگز دنیا را از پس پنجره حقیقت درون خویش تماشا نکرده بود. هر چه تا به امروز می‌دید سراب یک خیال حسرت‌آمیز بود. با خودش که فکر می‌کرد، می‌دید حتی از خودش هم جز سایه‌های مبهم و سراب چیزی به خاطرش نیست. تازه داشت به این باور می‌رسید که دنیا چیزی جز خیال نیست.

آسیم
9789644184017
۱۳۸۸
۳۸۸ صفحه
۲۴۰۰ مشاهده
۰ نقل قول
نیلوفر لاری
صفحه نویسنده نیلوفر لاری
۳۱ رمان نویسنده 30 رمان ازجمله: کسی پشت سرم آب نریخت/ یادش بخیرنازلی/ دوآتیشه/ ازلج تو/ یکی رادوست می دارم/ قرارنبود
دیگر رمان‌های نیلوفر لاری
مزایده 1 قلب شکسته
مزایده 1 قلب شکسته هنوز هم صدایش توی گوش‌هایم می‌پیچد: «تو خیلی ماهی، هیوا!» اگه من ماه بودم پس چرا این‌قدر زود تو شب چشم‌هاش افول کردم؟ نکنه خورشید وجود خواهرم حوری، این درخشش آنی رو زیر پرتو شعاع فروزان و خیره‌کننده خود محو و ناپدید کرده؟ شاید... فقط از من... از شیطنت‌هام خوشش می‌‌آد! فقط تا همین حد! نه بیشتر!...
یادش به خیر نازلی
یادش به خیر نازلی
شاهزاده رویاها
شاهزاده رویاها همان شب ساقی قبل از رفتن دستم را فشرد و گفت: فکر می‌کنی آمادگی ازدواج رو داشته باشی؟ نمی‌دانم چرا ناگهان و بدون مقدمه این موضوع را پیش کشیده بود. شاید به خیال خود قصد داشت به حیرانی و سرگشتگی من در آستانه بیست و چهار سالگی پایان ببخشد و هوای تازه‌ای را به سر من بیندازد تا بلکه برای ...
تقدیر این بود که
تقدیر این بود که باد سردی وزیدن گرفت و چند برگ زرد پاییزی روی قبرها را پوشاند. همراه با صدای کلاغ‌ها که از دور شنیده می‌شد قلب‌هامان با تپش سوزناکی مرثیه‌سرایی می‌کرد، مرثیه‌ای غمگین برای مرگ مادر.
غم‌پرست
غم‌پرست
مشاهده تمام رمان های نیلوفر لاری
مجموعه‌ها