رمان ایرانی

... بند دل غزل پاره شد. پلک‌های از هم گشوده‌اش بی‌حال و ناتوان روی هم افتاد. آه از نهادش برآمد، افکار مسموم و آلوده همچون ماری خوش خط و خال گرد ذهنش پیچید و او را له کرد. اشک در چشم‌هایش حلقه زد. تا آمد دست آزادش را تکان دهد، عرفان مچش را گرفت. غزل حس کرد همان لحظه از حال خواهد رفت...

شقایق
۹۷۸۹۶۴۲۱۶۰۴۰۲
۱۳۹۰
۴۶۴ صفحه
۹۲۵۶ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
دیگر رمان‌های زهره کلهر
وسوسه 1 (2 جلدی)
وسوسه 1 (2 جلدی) دلش پرپر می‌زد که اعترافی شیرین از او بگیرد و همان دم جلوی پایش جان دهد! ولی انگار هنوز با او سر جنگ داشت و ناامیدش می‌کرد. دست‌هایش را از هم باز کرد و سرش را رو به آسمان گرفت. حالا هر دویشان خیس شده بودند. بی‌خبر از ضربان تند و دیوانه‌وار قلب او، ناگهان فریاد زد و یکریز و ...
وسوسه 2 (2 جلدی)
وسوسه 2 (2 جلدی) دلش پرپر می‌زد که اعترافی شیرین از او بگیرد و همان دم جلوی پایش جان دهد! ولی انگار هنوز با او سر جنگ داشت و ناامیدش می‌کرد. دست‌هایش را از هم باز کرد و سرش را رو به آسمان گرفت. حالا هر دویشان خیس شده بودند. بی‌خبر از ضربان تند و دیوانه‌وار قلب او، ناگهان فریاد زد و یکریز و ...
چشم‌هایی به رنگ عسل
چشم‌هایی به رنگ عسل ... با بی حالی و تنی خسته به سمت دیوار شیشه‌ای حرکت کردم. هنگام عبور از کنار اتاقش، نگاه ملتمس و غمگینم به آن سمت کشیده شد و آه سردی از سینه‌ام خارج گردید. سقف روی سرم سنگینی می‌کرد. شانه‌هایم گویی تحمل هوا را هم نداشتند! یکی از پنجره‌ها را به سختی باز کردم. هجوم هوای سرد و دلگیر بیرون، ...
مشاهده تمام رمان های زهره کلهر
مجموعه‌ها