رمان خارجی

و آنگاه دیگر هیچ

(The complete hercule poirot novels)

ده پسربچه سیاهپوست برای خوردن شام رفتند. یکی از آنها خود را خفه کرد. نه تای دیگر باقی ماندند آنها تا دیروقت بیدار نشستند تنها یک نفر آنها بیشتر از بقیه خوابید. هشت تا باقی ماند. هشت پسربچه سیاهپوست در دون سفر کردند و یکی از آنها تصمیم گرفت همان جا بماند. شدند هفت تا. هفت پسربچه سیاهپوست چوب می‌شکستند که یکی از آنان سرش برید، ماند شش بچه. یک پسربچه سیاهپوست با یک کندوی عسل بازی کرد و یک زنبور او را نیش زد ماند پنج تا بچه. پنج پسربچه سیاهپوست به دادگاه رفتند یکی از آنها محکوم شد ماند چهار بچه. یک پسربچه سیاهپوست به دریا رفت یک ماهی بزرگ او را خورد، ماند سه بچه. سه بچه سیاهپوست در باغ وحش قدم می‌زدند که یک خرس یکی از آنان را خورد، ماند دو بچه. دو پسربچه سیاهپوست در آفتاب نشسته بودند که یکی از آنان کباب شد، ماند یک بچه. یک پسربچه سیاهپوست تنهای تنها ماند، او هم رفت خودش را دار زد. آن وقت هیچ کس دیگر نماند.

مهرفام
9789649915050
۱۳۸۹
۱۹۲ صفحه
۳۸۴۸ مشاهده
۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۱۳ رمان بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز نوشته‌است، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
معمای کارائیب
معمای کارائیب خانم مارپل با خودش گفت بعید نیست قبلا این قصه را برای فرد یا افراد دیگری در اینجا تعریف کرده باشد. در این صورت می‌تواند جزئیات قصه را از آن فرد بپرسد و مثلا بفهمد مردی که در آن عکس بوده چه شکلی بوه است. با خشنودی سر تکان داد و با خودش گفت همین می‌تواند نقطه شروع باشد...
تحقیقات پوآرو
تحقیقات پوآرو جلو پنجره آپارتمان پوآرو ایستاده بودم و از بیکاری داشتم بیرون خیابان را نگاه می‌کردم. ناگهان آرام و بی‌اختیار گفتم: عجیب است. چی دوست من؟ پوآرو با خونسردی و در حالی که بی‌حرکت در اعماق مبل راحتی‌اش فرو رفته بود، این را پرسید: از این اطلاعاتی که بهت می‌دهم نتیجه‌گیری کن، پوآرو! زن جوانی اینجاست. با لباس‌های گران قیمیت... کلاه مد روز ...
آن‌ها به بغداد آمدند
آن‌ها به بغداد آمدند سروان کرازبی، خوشحال و با قیافه کسی که چکی را نقد کرده و فهمیده موجودی حسابش کمی بیش از آنچه خودش فکر می‌کرده بوده است، از بانک بیرون آمد. او مردی قد کوتاه، درشت هیکل، با صورت تقریبا سرخ و سبیل کلفت نظامی بود. موقع راه رفتن کمی خودش را می‌گرفت. لباس‌هایش پر زرق و برق بود. از داستان‌های خوب ...
شب بی‌پایان
شب بی‌پایان خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
قتل در خواب‌گاه دانشجویی
قتل در خواب‌گاه دانشجویی پوآرو اخمهایش را توی هم کرد. خانم لمون؟ بله آقای پوآرو؟ از لحنش معلوم بود که خودش هم باورش نمی‌شود. چون خانم لمون با وجود قیافه‌ کریهش کارمند قابلی بود و هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کرد. هیچ‌وقت بیمار نمی‌شد، خسته نمی‌شد، ناراحت نمی‌شد، سمبل نمی‌کرد. در واقع موقع کار اصلا آدم نبود. ماشین بود. بهترین منشی دنیا بود. از همه چیز خبر داشت. به همه ...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها