رمان خارجی

مصطفی خندید و گفت: ـ و چون در روزگار ما وحی و الهامی در کار نیست، امثال تو چاره‌ای جز گدایی ندارند! ـ گدایی! در شب و روز، در مطالعه بیهوده و شعر بی‌حاصل... در نمازهای بت پرستانه میان عشرتکده‌های شبانه. در بر انگیختن دل افسرده با خارخار ماجراهای دوزخین.

نیلوفر
۹۷۸۹۶۴۴۴۸۲۲۴۳
۱۳۸۸
۱۷۶ صفحه
۱۳۰۱ مشاهده
۹ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
دیگر رمان‌های نجیب محفوظ
ندای درون (مجموعه داستان کوتاه)
ندای درون (مجموعه داستان کوتاه) او که فرزند یک کارمند دولتی بود، در قسمت فرهنگی خدمات کشوری مصر از سال 1934 تا زمان بازنشستگی‌اش در سال 1971 کار کرد. ابتدا در وزارت موقوفات مشغول به کار و سپس مدیر سانسور اداره هنر و سرانجام رئیس بنیاد حمایت از سینما و دوران آخر کارمندی، مشاور وزیر فرهنگ شد. او 30کتاب داستانی نوشت و در سال 1988 برنده ...
خانه بدنام
خانه بدنام مردم با تاسف بسیار زن زیبا‌رو را در زیر توفان اهانت‌ها تصور کردند. زنی که در گذشته خود، چیزی جز عشق و احترام نشناخته بود. از راز آن خشم و غضب پرسیدند. ساکنان ساختمان پاسخ دادند که پول و درآمد راز این خشم است و این گردن‌کلفت پیروز شده و تنها کسی شده که بهای اجاره را می‌گیرد. و ام ...
میرامار
میرامار
حضرت والا
حضرت والا یک راه برای خوشبختی وجود دارد که از رتبه هشتم آغاز و با درخشش در جناب مدیر کل به پایان می‌رسد. این همان آرمان مردم عادی است، مردمی که بلند‌پروازی‌شاناز این فراتر نمی‌رود. این همان تک‌درخت سدر بهشتی است جایی که رحمت الهی و عظمت انسانی تجلی می‌یابد.
دزد و سگ‌ها
دزد و سگ‌ها
مشاهده تمام رمان های نجیب محفوظ
مجموعه‌ها