مجموعه داستان خارجی

ابریشم 7 رنگ

خوش‌ترین خاطره از روزگار کودکی من خاطره شب‌هایی‌ست که مادر قصه می‌گفت و این می‌تواند شیرین‌ترین خاطره هر زن و مرد از هر قوم و ملیتی باشد. چرا که قصه و قصه‌گویی خاص یک سرزمین نیست. هر ملتی قصه‌ها و حکایت‌های خودش را دارد هر چند این قصه‌ها با ریشه‌هایی مشترک به اشکال و صورت‌هایی گوناگون نقل می‌شوند.

9789641940487
۱۳۸۹
۲۲۴ صفحه
۱۰۳۸ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۶۴ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
زرنگ‌ترین پیرزن دنیا و 79 داستان کوتاه دیگر از ملل مختلف جهان
زرنگ‌ترین پیرزن دنیا و 79 داستان کوتاه دیگر از ملل مختلف جهان با این سخن، مدیر عامل بیشتر وسوسه شد و از آنجا که خیالش از خودش آسوده بود از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ده صبح برنامه‌ای برایش نگذارد. روز بعد پیرزن درست سر ساعت به همراه مردی که در ظاهر وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت. پیرزن بسیار محترمانه از مدیر عامل خواست که در صورت امکان ...
طوطی بی‌ادب سرهنگ (داستان‌های کوتاه از زندگی ما) مجموعه داستان
طوطی بی‌ادب سرهنگ (داستان‌های کوتاه از زندگی ما) مجموعه داستان مهم بودن در نگاه دیگران را فراموش کن. روزنامه روز شنبه، زباله روز یکشنبه است. زندگی کن به شیوه خودت، با باورها و ایمان قلبی خودت. مردم دلشان می‌خواهد موضوعی برای گفت و گو داشته باشند، برایشان فرقی نمی‌کند چگونه هستی، هر جور که باشی حرفی برای گفتن دارند. شاد باش و از زندگیت لذت ببر. برای کسی که ...
تو تویی 2
تو تویی 2 هر چی که لازم بود، در مقدمه جلد اول گفتم و حالا حرف آخر: باشد تا روزی بیش از اینها بدانیم، و بیش از اینها بنویسیم، و چیزیهایی بخوانیم و بنویسیم که پس از خواندن و نوشتن آنها، این احساس در ما بیدار شود که انسان‌تر شده‌ایم.
مرد شماره 1 (مجموعه داستان‌های پلیسی)
مرد شماره 1 (مجموعه داستان‌های پلیسی) داستان‌های این مجموعه که توسط هیچکاک و نویسندگان مورد حمایت او نوشته شده‌اند خواننده را با دنیایی سیاه و دلهره‌آور که گاه با طنزی سیاه و مهلک عجین می‌باشند، آشنا می‌کند و در بیشتر کشورهای جهان بارها منتشر شده‌اند.
دوران طلایی دلشکستگی
دوران طلایی دلشکستگی بعد از رفتن او، شهری که در آن زندگی می‌کردیم صاف شد، مثل کف دست. صدا با خود آواز آورده: آواز راننده کامیونی که پنج مایل از شرق راه آمده بود. چیزی نمی‌توانست نوحه او را ببرد. یک راه طولانی فلاکت اینجا و آنجا در حالی که غبار جاده را می‌رفت. او هم به خانه آمده بود به کمد لباسی ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها