رمان خارجی

زندگی کوتاه است (نامه به قدیس آگوستین)

(vita brevis)

زندگی کوتاه است؛ ویتا برویس، هم یک داستان عاشقانه کلاسیک است، که به زیبایی تمام بیان شده و هم تاملی است مسحور کننده در زندگانی قدیس آوگوستین و معشوق سالیانش که هرگز اجازه نیافت با او ازدواج کند. با خواننده کتاب است که اصالت این متن را، که نویسنده مدعی کشف آن است، تشخیص بدهد.

گلی امامی
9789646138759
۱۳۹۰
۱۳۲ صفحه
۱۸۳۸ مشاهده
۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
یوستین گردر
صفحه نویسنده یوستین گردر
۱۹ رمان یوستین گردر (به نروژی: Jostein Gaarder) (زاده ۸ اوت ۱۹۵۲) نویسنده نروژی و معلم فلسفه است. عمده شهرت او به‌خاطر نگارش کتاب آموزش فلسفه در قالب داستان با عنوان دنیای سوفی است او رمان‌نویس و خالق داستان‌های کوتاه است که بیش‌تر دارای اطلاعات فلسفی برای مخاطبین جوانش می‌باشد. یوستین گردر در رشته فلسفه، الهیات، و ادبیات از دانشگاه اسلو فارغ‌التحصیل شد و سپس به‌مدت ده‌سال به‌تدریس «تاریخ عقاید» در دبیرستان‌ها پرداخت. او در حال‌حاضر به‌عنوان نویسندهٔ آزاد درکنار ِ همسر و ...
دیگر رمان‌های یوستین گردر
زندگی کوتاه است
زندگی کوتاه است زندگی کوتاه است؛ ویتا برویس، هم یک داستان عاشقانه کلاسیک است، که به زیبایی تمام بیان شده و هم تاملی است مسحور کننده در زندگانی قدیس آوگوستین و معشوق سالیانش که هرگز اجازه نیافت با او ازدواج کند. با خواننده کتاب است که اصالت این متن را، که نویسنده مدعی کشف آن است، تشخیص بدهد.
دختری با پرتقال
دختری با پرتقال پدرم بنا به مدرک مهمی نشان داده‌ بود که مرا دیوانه فرض نکرده و درباره دختر پرتقالی از خود افسانه‌ای نساخته بوده است. امکان داشت همه چیز را برای من نگفته باشد. اما آن‌چه گفته بود حقیقت محض بود. اما به یاد نداشتم که حتی یک‌بار هم در راهروی خانه‌مان تابلویی از پرتقال یا درخت آن دیده باشم. فقط نقاشی‌های ...
دختر پرتقالی
دختر پرتقالی پدرم بنا به مدرک مهمی نشان داده‌ بود که مرا دیوانه فرض نکرده و درباره دختر پرتقالی از خود افسانه‌ای نساخته بوده است. امکان داشت همه چیز را برای من نگفته باشد. اما آن‌چه گفته بود حقیقت محض بود. اما به یاد نداشتم که حتی یک‌بار هم در راهروی خانه‌مان تابلویی از پرتقال یا درخت آن دیده باشم. فقط نقاشی‌های ...
مرد داستان فروش
مرد داستان فروش سال‌ها پیش نمایش سیرکی در اولم برگزار شد. رئیس سیرک مرد تنومندی بود و عاشق یکی از بندبازهایش به نام تری شده بود که دختر خیلی زیبایی بود. آن‌ها با هم ازدواج کردند و سال بعد تری برای او دختری به دنیا آورد که نام او را پانینا مادنیا گذاشتند. این خانواده کوچک و خوشبخت در کاروان صورتی‌رنگ سیرک زندگی ...
سلام کسی اینجا نیست
سلام کسی اینجا نیست مادرم می‌گفت بچه توی شکمش سر و ته ایستاده است و به شکمش لگد می‌زند. مادرم از لگدهای آن فسقلی دائم زرد و کبود می‌شد. وقتی این حرف‌ها را می‌زد، فکر کردم چرا این برادر کوچولو مراعات مادر را نمی‌کند. دوست داشتم بنشینم و از روی شکم مادر به او بگویم که باید چه‌طوری باشد. ولی خوب هیچ بچه‌ای تربیت ...
مشاهده تمام رمان های یوستین گردر
مجموعه‌ها