رمان نوجوان

غول بزرگ مهربان

(The bfg)

فقط فکرش را بکنید که ناگهان متوجه شوید ممکن است به زودی شما را به عنوان صبحانه بخورند. مثل یک برش بیکن توی ماهی‌تابه‌ای بیندازند که توی آن روغن جلزولز می‌کند. وقتی نیمه‌های شب غولی که قدم‌هایش به بلندی زمین تنیس بودند، سوفی را از رختخواب ربود او درست داشت به همین چیزها فکر می‌کرد. از بخت خوش سوفی، غول بزرگ مهربان خیلی از همسایه‌های چندش آورش که برای وقت‌گذرانی بچه‌های کوچک را می‌خوردند، بهتر بود. سوفی تصمیم گرفت جلو این کارها را بگیرد. او با غول بزرگ مهربان برای نجات دادن دنیا از دست غول‌های وحشتناک یک نقشه عالی کشید.

چشمه
9789645571496
۱۳۸۶
۲۲۰ صفحه
۱۳۹۷ مشاهده
۰ نقل قول
رولد دال ۳۰ رمان رولد دال، داستان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ویلز بریتانیا و از مشهورترین نویسنده‌های انگلیسی، که والدینش نروژی‌الاصل بودند و اوج شکوفایی او به عنوان نویسنده برای کودکان و بزرگسالان در دهه ۱۹۴۰ بود. مهم‌ترین آثار او چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر، ماتیلدا و داستان‌های چشم‌نداشتنی است. بیشتر آثار او به فیلم در آمده‌است.
دیگر رمان‌های رولد دال
آدم کوچولوها
آدم کوچولوها
مری و ویلیام و 1 داستان کوتاه دیگر (مجموعه داستان‌های کوتاه شاهکار 10)
مری و ویلیام و 1 داستان کوتاه دیگر (مجموعه داستان‌های کوتاه شاهکار 10) در حوزه ادبیات داستانی، داستان کوتاه جذابیتی خاص دارد. در این عرصه، نویسنده با بهره‌گیری از نبوغ ادبی خود و همین‌طور با استفاده از صناعات و تمهیدات ادبی آن هم در صفحاتی اندک، که خاص داستان کوتاه است؛ داستانی را در قالب یک رمان بلند؛ با شخصیت‌هایی محدود به نگارش درمی‌آورد. داستانی که مضمونی اجتماعی یا سیاسی داشته و جنبه‌ای ...
تمساح غول‌پیکر
تمساح غول‌پیکر من هیچ وقت سیر نمی‌شم، مگر این‌که دست کم سه تا بچه آبدار رو درسته قورت بدم! تمساح غول پیکر شکموترین جانور در سرتا سر جنگل است که عاشق خوردن بچه‌هاست! او از آن خالی‌بندهای نابه کار است که خیال می‌کند با نقشه‌های پنهانی و کلک‌های زیرکانه‌اش، راست راستی هوش سرشاری دارد. اما به اندازه دیگر حیوانات جنگل، باهوش نیست. آنها ...
قهرمان دنیا
قهرمان دنیا وقتی که من 4 ماه ببیشتر نداشتم مادر مرد و پدرم مراقبت و نگهداری از مرا به عهده گرفت.من خواهر و برادر نداشتم برای همین سراسر دوران کودکی‌ من از 4 سالگی به بعد همراه با پدرم گذشت. ما در کاروان بزرگی زندگی می‌کردیم که از کولیها باقی مانده بود و در پشت پمپ بنزین قرار داشت.کاروان پمپ بنزین و یک ...
جیمز و هلوی غول پیکر
جیمز و هلوی غول پیکر چه فرقی می‌کند که کوسه‌ها تو را بخورند یا مرغ‌های دریایی؟ یک روز کرگدنی از باغ‌وحش فرار می‌کند و توی خیابان، پدر و مادر جیمز را درسته قورت می‌دهد. جیمز بیچاره هم مجبور می‌شود از آن به بعد با عمه‌های بدجنس و بددهنش زندگی کند. اما روزی پیرمرد مرموزی پاکتی پر از زبان‌های تمساح به جیمز می‌دهد تا بخورد که یک ...
مشاهده تمام رمان های رولد دال
مجموعه‌ها