رمان خارجی

ژنرال در هزاری توی خود

... خوزه پالاسیوس این موضوع را به خاطر نداشت. اما هرگز آن شب باشکوه هشتم ماه فوریه هزار و هشتصد و بیست و شش را فراموش نمی‌کرد. زیرا صبح روز بعد یک مراسم استقبال شاهانه در آن شهر از آن‌ها به عمل آورده بودند. ژنرال هم در پاسخ آن همه محبت، جمله‌ای را گفته بود که از آن به بعد در سر هر میز باده‌نوشی، بدون استثنا تکرار کرده بود که:دیگر در تمامی گستره عظیم پرو، حتی یک نفر از قشون متجاوز و استعمارگر اسپانیا باقی نمانده است. همان روز استقلال قاره عظیم آمریکای لاتین را مورد تایید قرار داده بود و با جملات خودش اعلام کرده بود که آن را تبدیل به وسیع‌ترین، غیرعادی‌ترین و شکست‌ناپذیرترین پیمان میان ملت‌ها که تاکنون جهان به خود ندیده است، خواهد کرد...

هوشنگ اسدی
ثالث
9789643807375
۱۳۹۰
۳۴۸ صفحه
۱۱۹۶ مشاهده
۰ نقل قول
گابریل گارسیا مارکز
صفحه نویسنده گابریل گارسیا مارکز
۸۰ رمان گابریل خوزه گارسیا مارکِز رمان‌نویس، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی است. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو (برای تحبیب) مشهور است و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی می‌کند. او در سال ۱۹۴۱ اولین نوشته‌هایش را در روزنامه‌ای به نام Juventude که مخصوص شاگردان دبیرستانی بود منتشر کرد و در سال ۱۹۴۷ به تحصیل رشتهٔ حقوق در دانشگاه بوگوتا پرداخت و همزمان با روزنامه آزادیخواه ال‌اسپکتادور ...
دیگر رمان‌های گابریل گارسیا مارکز
سرگذشت 1 غریق
سرگذشت 1 غریق اگر کسی در یک میدان به امید گرفتن یک مرغ دریایی دراز بکشد، می‌تواند بی‌‌آن‌که موفق شود، تمام عمر را آن‌جا بماند. اما در فاصله 100مایلی ساحل مسئله فرق می‌کند. مرغ‌های دریا، در خشکی، موجودات محافظه‌کاری هستند اما در دریا اطمینان بیشتری دارند. من آن‌قدر بی‌حرکت بودم که آن مرغک دریایی بازیگوش، که روی رانم نشسته بود، حتما فکر می‌کرد ...
ساعت شوم
ساعت شوم پلیسی که پشت در را گرفته بود، در را باز کرد. تفنگش را قراول رفت و سوت کشید. 2 پلیس به طرف مهتابی دویدند و چندین تیر هوایی شلیک کردند. مردم دو طرف خیابان پراکنده شدند. در این وقت زنی شیون‌کنان از گوشه‌ای پیدا شد. شهردار مادر پپه آمادور را شناخت. با یک جست وارد قرارگاه شد. و از روی ...
پاییز پدرسالار (پیشوا)
پاییز پدرسالار (پیشوا) از لحاط ادبی مهم‌ترین کتاب من پاییز پدرسالار است. این اثر که همیشه دوست داشتم بنویسمش، مرا از گمنامی نجات داد. برای خلق این اثر بیش از 17 سال کار کردم.
12 داستان سرگردان
12 داستان سرگردان گابریل گارسیا مارکز نگارش این داستان‌ها را در دهة 1970 آغاز کرد. مجموعة اولیه هجده داستان داشت که پنج داستان را برای فیلم بلند و یکی را هم برای مجموعة تلویزیونی نوشته بود. خودش می‌گوید:"داستان‌هایی که بین میز تحریر و سطل کاغذ باطله سرگردان بودند. و عاقبت هم به دوازده داستان تقلیل یافتند." این مجموعه اولین بار در سال 1992 در شهر ...
زنی که هر روز راس ساعت 6 صبح می‌آمد
زنی که هر روز راس ساعت 6 صبح می‌آمد در خروجی متحرک گشوده شد. در آن ساعت از روز، هیچ‌کس به رستوران خوزه نمی‌آمد. چند لحظه پیش، ساعت دیواری شش ضربه نواخته بود. صاحب رستوران می‌دانست قبل از ساعت شش و نیم صبح، هیچ‌کدام از مشتری‌های دایمی او نمی‌آیند. دقیقا چند دقیقه‌ای به شش صبح مانده بود که زنی طبق عادت هر روز صبحش به آن‌جا داخل شد و ...
مشاهده تمام رمان های گابریل گارسیا مارکز
مجموعه‌ها