رمان خارجی

آرزوهای 1 زن

(Master of the game)

او جیمی را به داخل برد و گفت:‹‹ از اینجا بعدا خوشت میاد. من همه‌جور سرگرمی واسه جوونائی مثل تو دارم. ›› جیمی با تردید به خود گفت:‹‹ نکند که این هم یکی از آنها باشد!خدا کند که نباشد.››

درسا
9789646104211
۱۳۸۷
۵۹۲ صفحه
۹۱۰ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
سیدنی شلدون
صفحه نویسنده سیدنی شلدون
۱۷ رمان سیدنی شلدون رمان‌نویس معروف آمریکایی بود. شلدون پیش از روی‌آوردن به رمان‌نویسی، فیلمنامه‌ها و نمایشنامه‌هایی نوشت که او را برنده جایزه‌هایی همچون اسکار بهترین فیلمنامه‌نویسی و جایزه نمایشنامه‌نویسی تونی کردند. او در رمان‌نویسی بسیار موفق بود و در مدتی کوتاه تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین و معروف‌ترین نویسندگان داستان‌های مردم‌پسند جهان شد. او افزون بر انتشار بیش از ۳۰ فیلمنامه، ۲۵۰ فیلمنامه تلویزیونی، ۱۰ نمایشنامه و ۱۸ رمان نوشت. آثار شلدون در بیشتر کشورهای دنیا منتشر شده و عنوان نویسنده‌ای را ...
دیگر رمان‌های سیدنی شلدون
رویاهایت را به من بگو
رویاهایت را به من بگو 1 شخص او را تعقیب می کرد.... او مطالبی درباره ارواح سرگردان مطالعه کرده بود، اما آن‌ها متعلق به جهانی متفاوت و خشن بودند. او نمی‌دانست این تعقیب‌کنندگان چه کسانی هستند که می‌خواستند او را اذیت کنند. او سعی می‌کرد با تمام نیرویش دچار وحشت نشود، اما خواب‌هایش در شب‌های اخیر همراه با کابوس‌های غیر قابل تحمل بود، و صبح هر ...
اگر فردا بیاید
اگر فردا بیاید او با احتیاط به مسافرانی که به قطار سوار می‌شدند، نگاه می‌کرد. هنوز هیچ نشانه خطری دیده نمی‌شد. شانه‌های او در حالتی عصبی فشرده می‌شد و به خود اطمینان می‌داد که هیچ‌کس به این زودی به موضوع پی نخواهد برد. حتی اگر ماجرا برملا شده باشد...
پروانه آهنین
پروانه آهنین جیمز کامرون مردی بود که معلوم بود زمانی انسان خوش‌تیپی بوده و چهره‌اش آشکار می‌کرد که گناهان بسیاری را مرتکب شده است. او به نظر می‌رسید در سن 50 و چند سالگی زندگی‌اش به سر می‌برد ولی در واقع 30 ساله بود و مدیر یکی از خانه‌های شبانه‌روزی بود که به بانک‌دار شهر سین مک آلیستر تعلق داشت. در خلال ...
هیچ‌چیز جاودانه نیست
هیچ‌چیز جاودانه نیست اینجا چه خبراست؟! ما سه پزشک روی دست داریم که با هم هم‌خانه هستند و در عین حال در یک بیمارستان کار می‌کنند. یکی از آنها باعث شده تا این بیمارستان کلا بسته شود. دیگری به خاطر یک میلیون دلار پول، بیمارش را می‌کشد و سومی هم به قتل رسیده است!...
خط خون
خط خون او در تاریکی نشسته بود... تنها، پشت میز حاجب کفیر، و از پنجره غبارآلود که هیچ‌وقت از آن استفاده نمی‌شد به مغازه‌های قدیمی استانبول نگاه می‌کرد. او تعداد زیدی از پایتخت‌های دنیا را مانند خانه خودش می‌شناخت اما استانبول شهر مورد علاقه‌اش بود.
مشاهده تمام رمان های سیدنی شلدون
مجموعه‌ها