رمان خارجی

شوخی

(The joke)

... اما اگر انسان در زندگی خصوصی خود محکوم به ابتذال باشد، آیا می‌تواند از صحنه تاریخ فرار کند؟ نه. من همیشه عقیده داشته‌ام که تناقض‌های تاریخ و زندگی خصوصی صفاتی یکسان دارند: کار هلنا در دام شوخی فریب‌آمیزی که لودویک برایش گسترده تمام می‌شود؛ کار لودویک و تمام آن دیگران در دام شوخی‌یی که تاریخ با آن‌ها کرده است تمام می‌شود: دام آوازه آرمانشهر؛ آن‌ها به زور راهی به دروازه‌های این بهشت برای خود گشوده‌اند، اما هنگامی که در با صدا پشت سرشان بسته می‌شود، خود را در جهنم می‌یابند. در چنین وقت‌هایی حس می‌کنم تاریخ حسابی دارد می‌خندد...

۹۷۸۹۶۴۱۱۲۵۴۰۲
۱۳۸۸
۴۱۶ صفحه
۹۰۷ مشاهده
۱ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
میلان کوندرا
صفحه نویسنده میلان کوندرا
۲۷ رمان میلان کوندرا (به چکی: Milan Kundera) (زاده ۱ آوریل، ۱۹۲۹ در برنو، چکسلواکی) نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی می‌کند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شده‌است. پدر کوندرا نوازنده پیانو و شاگرد لئوش یاناچک بود. علاقه او به موسیقی در بسیاری از آثار او به ویژه رمان شوخی پیداست. میلان شعرگویی را از ۱۴ سالگی آغاز کرد و در ۱۷ سالگی پس از شکست آلمان به حزب کمونیست پیوست و در سال ۱۹۴۸ وارد ...
دیگر رمان‌های میلان کوندرا
آهستگی
آهستگی
جهالت
جهالت میلان کوندرا، خالق شاهکار‌هایی مثل سبکی تحمل‌ناپذیر هستی، جاودانگی، عشق‌های خنده‌دار، کتاب خنده و فراموشی، زندگی‌ جای دیگری است، آهستگی و هویت، در آخرین کتابش جهالت، سرگذشت ایرنا را می‌گوید، زن چکی که به دنبال شوهرش، چکسلواکی را پس از اشغال شوروی ترک کرده و به عنوان مهاجر، بیست سال در فرانسه زندگی کرده است. حالا رژیم کمونیستی دست ...
وصایای تحریف شده
وصایای تحریف شده
جسم و جان
جسم و جان واقعیت‌های بیرونی و رویدادهای تاریخی و اجتماعی نیز عنصر دیگری از این «پلی فونی» است. رویداد تاریخی در «جسم و جان»، حمله‌ی روس‌ها به چکسلواکی و اشغال آن است. این رویداد به اصطلاح واقعی، ترزا موقتا را از چنگ کابوس‌های شبانه‌اش نجات می‌دهد.
سبکی تحمل‌ناپذیر هستی
سبکی تحمل‌ناپذیر هستی وقتی می‌خواهیم موقعیتی دراماتیک را در زندگی‌مان بیان کنیم، از اصطلاح «سنگینی» استفاده می‌کنیم. می‌گوییم آن چیز بار سنگینی بر دوشمان است. یا بار را تحمل می‌کنیم و یا زیر آن کمر خم می‌کنیم؛ با آن می‌جنگیم و در این جنگ یا پیروز می‌شویم و یا شکست می‌خوریم. اما سابینا چه حالی داشت؟ هیچ. او مردی را ترک کرده بود ...
مشاهده تمام رمان های میلان کوندرا
مجموعه‌ها