رمان خارجی

شوخی

(The joke)

... اما اگر انسان در زندگی خصوصی خود محکوم به ابتذال باشد، آیا می‌تواند از صحنه تاریخ فرار کند؟ نه. من همیشه عقیده داشته‌ام که تناقض‌های تاریخ و زندگی خصوصی صفاتی یکسان دارند: کار هلنا در دام شوخی فریب‌آمیزی که لودویک برایش گسترده تمام می‌شود؛ کار لودویک و تمام آن دیگران در دام شوخی‌یی که تاریخ با آن‌ها کرده است تمام می‌شود: دام آوازه آرمانشهر؛ آن‌ها به زور راهی به دروازه‌های این بهشت برای خود گشوده‌اند، اما هنگامی که در با صدا پشت سرشان بسته می‌شود، خود را در جهنم می‌یابند. در چنین وقت‌هایی حس می‌کنم تاریخ حسابی دارد می‌خندد...

9789641125402
۱۳۸۸
۴۱۶ صفحه
۱۶۸۵ مشاهده
۱ نقل قول
میلان کوندرا
صفحه نویسنده میلان کوندرا
۳۷ رمان میلان کوندرا (به چکی: Milan Kundera) (زاده ۱ آوریل، ۱۹۲۹ در برنو، چکسلواکی) نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی می‌کند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شده‌است. پدر کوندرا نوازنده پیانو و شاگرد لئوش یاناچک بود. علاقه او به موسیقی در بسیاری از آثار او به ویژه رمان شوخی پیداست. میلان شعرگویی را از ۱۴ سالگی آغاز کرد و در ۱۷ سالگی پس از شکست آلمان به حزب کمونیست پیوست و در سال ۱۹۴۸ وارد ...
دیگر رمان‌های میلان کوندرا
جشن بی‌معنایی
جشن بی‌معنایی با صدای: کاظم طباطبایی دیدار دو همکار پیشین با آن حرکت زیبا به پایان رسید. ولی یک موضوع را نمی‌توانم از سر باز کنم: چرا داردلو دروغ گفته بود؟ این پرسش را خود داردلو هم بلافاصله از خود کرد و خودش هم نتوانست پاسخش را بداند. نه، از این‌که دروغ گفته بود احساس شرم نمی‌کرد. آن‌چه متحیرش می‌کرد ناتوانی‌اش در درک ...
جاودانگی
جاودانگی رمان جاودانگی آخرین اثر میلان کوندرا است.این اثر سرشار است از اندیشه و کند و کاو درباره عشق، سرشت انسان، و تنهایی و بیگانگی و دردهای حیات اجتماعی او. در یک کلام پدیده‌ای است شگرف در شیوه رمان نویسی معاصر.
بی‌خبری
بی‌خبری ... چیزی بسیار متفاوت از زندگی فلاکت‌بار در مهاجرت که ابرنا مدت‌ها بود تجربه می‌کرد. اولیس در سرزمین کالیپسو واقعا زندگی شیرین، راحت و شادی داشت. و با این حال، بین آن زندگی شیرین در غربت و بازگشت پرخطر به وطن، بازگشت را انتخاب کرد. به جای جست‌و‌جوی پرشور ناشناخته، قداست بخشیدن به شناخته‌شده را انتخاب کرد. به جای پایان‌ناپذیر، ...
جشن بی‌معنایی
جشن بی‌معنایی همان دم، در چند قدمی، سیمای زن جوانی را که می‌شناخت مشاهده کرد؛ مسحور شد؛ گویی این دو دیدار غیرمنتظره، به نحوی جادویی پیوند خورده به هم در یک برهه از زمان، او را سرشار از نیرو می‌کردند؛ طنین کلمه‌های «خوش خلقی» مانند ندایی در سرش می‌پیچید.
جاودانگی
جاودانگی این اصلا چیزی نیست. دست کم باید بیست-سی سال دیگر صبر کنی تا کاملا به این مسئله پی ببری که انسان میراست. بعد از آن می‌توانی همه‌ی نتایج را از این شناخت بیرون بکشی. این اتفاق به هیچ وجه زودتر رخ نمی‌دهد... می‌دانی! خیلی عجیب است. میرا بودن اساسی ‌ترین تجربه‌ی انسانی‌ است و انسان هیچ‌گاه نمی‌تواند آن ...
مشاهده تمام رمان های میلان کوندرا
مجموعه‌ها