رمان ایرانی

اگر ابرها بگذرند

شرکو لوییس از بچه‌گی آدمی معاشرتی بود. در توفان سال‌های نخست که حدودا هر روز می‌وزید با این که سن و سالی نداشت برای خودش کسب و کار مفصلی به هم زده بود. آن موقع‌ها نسیم می‌فروخت و مردم دوست داشتند توی خانه یک نسیم ملایم و کوچک داشته باشند. نسیم‌هایش بوی خاصی داشت. چیزی بین لجن قهوه‌ای و شفق قطبی.

مروارید
9789641910244
۱۳۸۸
۹۶ صفحه
۲۴۵ مشاهده
۰ نقل قول