رمان خارجی

تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران سیمور پیشگفتار

(Raise high the roof beam carpenters and seymour an introduction)

اغلب انسان‌ها می‌دانند چطور این شک‌گاه و بی‌گاه را که دنیا اصلا جای زندگی نیست نادیده بگیرند اما افراد خانواده گلس و در راس آن‌ها سیمور نه. سیمور که اولین بار در داستان کوتاه و تکان دهنده ((یک روز خوش برای موز‌ماهی)) قدم به جهان داستان گذارد و پس از گفتگو با دخترکی معصوم در ساحل فلوریدا به اتاقش بازگشت و تیری در سر خود خالی کرد، بار دیگر ظاهر شده است تا شاید دلایل خودکشی اسرارآمیز این شخصیت به اسطوره بدل شده بیش از این در پس پرده نماند.

ققنوس
9789643114206
۱۳۹۰
۲۰۸ صفحه
۱۸۴۴ مشاهده
۰ نقل قول
جروم دیوید سالینجر
صفحه نویسنده جروم دیوید سالینجر
۲۱ رمان جروم دیوید سالینجر نویسنده معاصر آمریکایی بود. رمان های پرطرفدار وی مانند ناتور دشت در نقد جامعهٔ مدرن غرب و خصوصاً آمریکا نوشته شده‌اند. اطلاعات اندکی دربارهٔ زندگی سالینجر منتشر شده است و او با توجه به شخصیت گوشه‌گیر خود همواره تلاش می‌کند دیگران را به حریم زندگی‌اش راه ندهد. او در سال ۱۹۱۹ در منهتن نیویورک از پدری یهودی و مادری مسیحی به دنیا آمده است. در هجده، نوزده‌سالگی چند ماهی را در اروپا گذرانده و در سال ۱۹۳۸ هم‌زمان ...
دیگر رمان‌های جروم دیوید سالینجر
غریبه
غریبه خاطرتی است از رویدادهای واقعی، شکل گرفته در دوره‌های پر فراز و نشیب زندگی افرادی که گاه در تعیین سرنوشت نویسنده و اطرافیان تاثیر می‌گذارند و گاه بدون ردپایی، می‌آیند و می‌روند. یادآوری این خاطرات، به این شرط که پیش‌تر یادداشت‌هایی راجع به آن نوشته نشده باشد، بسیار دشوار به نظر می‌رسد، ولی سلینجر از عهده این مهم برآمده و آنچه ...
این ساندویچ مایونز ندارد
این ساندویچ مایونز ندارد جی دی سلینجر در زندگی‌اش فقط یک رمان و بیست و دو داستان کوتاه نوشته است. با این همه، جایگاه او در تاریخ ادبیات داستانی جهان، مهم است. او پس از موفقیت باور نکردنی رمان ناطور دشت کنج عزلت گزید و به نویسنده‌ای اسرارآمیز بدل شد. این ساندویچ مایونز ندارد گزیده‌ی ده داستان کوتاه از سلینجر است. مفقودالاثر، مفقودالاثر، مفقودالاثر. همه‌ش دروغه!... ...
هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه
هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه مرد جوان ایستاد و ساعت شنی‌اش را سرسری گذاشت روی میز، تنها راه این کار همین بود. بهش گفت: ((قراره ویرجینیا خیلی بیاد دیدنت، عشقی. خیلی هم می‌خواد ببردت سینما.هفته‌ دیگه یکی از فیلم‌های قدیمی دابلیو سی فیلدز رو تو ساتن نشون می‌دن. تو هم که فیلدز رو دوست داری)).
دهانم قشنگ و چشم‌هایم سبز
دهانم قشنگ و چشم‌هایم سبز «خوبه ولی مثل اون اتاقی که قبل از جنگ گرفته بودیم، نیست. مردم خیلی بد شدن. همه‌جا پر از آدم‌های بی‌کلاس و بی‌فرهنگ شده. دیشب، تو سالن غذاخوری، آدم‌های میز کناری ما داهاتی داهاتی بودند.» «چاره‌ای نیست. اینطور آدما زیاد شدنو کاریش هم نمی‌شه کرد. راستی کفش‌های مخصوص رقصت خوب هستند؟» «موریل، یه بار دیگه می‌پرسم- حالت خوبه؟» «بله.مادر، برای نودمین بار، بله، خوبم.»
بالا بلندتر از هر بلندبالایی
بالا بلندتر از هر بلندبالایی این داستان در سال 1963 به چاپ رسید و باز هم دو داستان بلندی است درباره خانواده گلس. محور اصلی داستان زندگی و مرگ تراژیک سیمور گلس ارشد ـ یا در واقع مرشد ـ فرزندان خانواده گلس است که از زبان بادی گلس روایت می‌شود. بسیاری از منتقدان، بادی گلس را خود دیگر سلینجر خوانده‌‌اند.
مشاهده تمام رمان های جروم دیوید سالینجر
مجموعه‌ها