رمان ایرانی

من زن بابا و دماغ بابام

افق
9789643693275
۱۳۸۶
۴۴ صفحه
۲۷۶ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های محمدرضا شمس
رقص جن‌ها
رقص جن‌ها -... ولک آقایی که شما باشید بووای ما یه گاو داشت به چه گندگی. ئی قدر این گاوه بزرگ بود. ئی قدر بزرگ بود که سه ماه تموم، می‌فهمی چی می‌گم؟ سه ماه تموم طول می‌کشید پای پیاده از دمش تا سرش بری. برای همین شهرداری پشتشه آسفالت کرده بود و تاکسی‌رانی هم ماشین‌های خطی اونجا رو راه انداخته بود ...
اسکلت خون‌آشام (قصه‌های بترس برای بچه‌های نترس 1)
اسکلت خون‌آشام (قصه‌های بترس برای بچه‌های نترس 1) اسکلت‌های خون‌آشام، اتوبوس‌هایی که فقط مرده‌ها رو سوار می‌کنند، هیولاهایی که دیکته می‌گن. جن‌هایی که توی متکا زندگی می‌کنند، زن‌های قوزی، گرگینه‌ها... از این چیزها می‌ترسی؟ می‌ترسی و می‌لرزی؟ می‌لرزی و خیس می‌شی؟ اگه فکر می‌کنی بچه‌ی نَترسی هستی، بیا وسط! اگه دلت می‌خواد ترس رو توی داستان مزه‌مزه کنی، دلت رو بزن به دریا و بیا جلو! اگه دلت می‌خواد با موجودات عجیب‌وغریب ...
شبح سفیدپوش (قصه‌های بترس برای بچه‌های نترس 2)
شبح سفیدپوش (قصه‌های بترس برای بچه‌های نترس 2) چاه پر از هیولا، مردآزما، دی زنگرو، خون آشامی که توی خواب راه می ره. شبح های سفیدپوش وسط جاده ها، دست های که از توی آینه بیرون می آن و اسکلتی که برای خودش جشن تولد می گیره... از این چیزا می ترسی؟ می ترسی و می لرزی؟ می لرزی و خیس می شی؟ اگه فکر می کنی بچه ...
دختره خل و چل
دختره خل و چل آباجی‌‌م اسفند دود می‌کند و می‌گوید: چهارشنبه‌زا پنج‌شنبه‌زا... بترکه چشم حسود. چشم حسودها یکی یکی می‌ترکد. دلم برای آباجی‌م می‌سوزد. یک پسرم برای او می‌زایم. آباجی‌م می‌گوید: بزا، بزا، تا می‌تونی پسر بزا. پسر آب و دونه‌س، پسر ملک خونه‌س.
مشاهده تمام رمان های محمدرضا شمس
مجموعه‌ها