رمان خارجی

سه‌شنبه‌ها با موری

(Tuesdays with morrie)

شاید شما نیز همانند میچ به هنگام سیر و سلوک رد پای مرشد خود را گم کرده و روشن‌بینی خود را از دست داده‌اید و جهان را سردتر و بی‌روح تر احساس می‌کنید. آیا مایل هستید بار دیگر مرشد خود را ملاقات کنید؟ سوالات مهم‌تری که هم‌چنان ذهن شما را تسخیر کرده‌اند، با او مطرح کنید و کلید حل مسائل سرسام‌آور زندگی امروزتان را بیابید؟ همانند ایام قدیم...

نقطه
9789645548818
۱۳۸۰
۱۷۶ صفحه
۱۴۲۲ مشاهده
۱۵ نقل قول
نسخه‌های دیگر
میچ آلبوم
صفحه نویسنده میچ آلبوم
۲۷ رمان Mitchell David Albom is an author, journalist, screenwriter, playwright, radio and television broadcaster and musician. His books have collectively sold over 28 million copies worldwide; have been published in forty-one territories and in forty-two languages around the world; and have been made into Emmy Award-winning and critically-acclaimed television movies.
دیگر رمان‌های میچ آلبوم
نخستین تماس تلفنی از بهشت
نخستین تماس تلفنی از بهشت باز هم میچ آلبوم و باز هم داستانی با موضوع ایمان. اگر یک روز صبح، زنگ تلفن به‌صدا درآید، گوشی را بردارید و صدای کسی را بشنوید که مدتی پیش از دنیا رفته باشد، چه می‌کنید؟ در این داستان، همین اتفاق برای ساکنان شهری در ایالت میشی گان می‌افتد و واکنش‌های خاصی را در پی دارد. کسانی که به آن دنیا ...
در بهشت 5 نفر منتظر شما هستند
در بهشت 5 نفر منتظر شما هستند میچ آلبوم، نویسندة کتاب پرفروش سه‌شنبه‌ها با موری، پس از سال‌ها انتظار با رمان جذاب و تازه‌ای به نام پنج نفری که در بهشت ملاقات می‌کنید بازمی‌گردد. در این رمان رازی سر به مهر نهفته است. اِدی کهنه سربازی است که عمری را به ملال گذرانده و احساس می‌کند که در تلة زندگی به دام افتاده است. او تعمیرکار ماشین‌های ...
کمی ایمان داشته باش
کمی ایمان داشته باش کسی را که اهل ایمان باشد می‌شناسی؟ وقتی او را می‌بینی، فرار می‌کنی؟ اگر این‌طور است، بدان دیگری نیازی به گریز نیست. چند لحظه‌ای بنشین. یک لیوان آب یخ بنوش. یک بشقاب نان ذرت بخور. شاید متوجه شوی چیز زیبایی هست که می‌توان یاد گرفت و نه تو را می‌گزد و نه ضعیفت می‌کند، فقط ثابت می‌کند در وجود تک ...
تارهای جادویی فرانکی پرستو
تارهای جادویی فرانکی پرستو راهبه زیر لب می‌گفت: «ترانکوئیلا. ترانکوئیلا.» باران مثل چکش بر سقف می‌کوبید. صدای رعد و برق شبیه درام نقاره بود. در طبقه پایین، شورشیان سالن اصلی را به آتش کشیده بودند. شعله‌های آتش مثل صدای همزمان صدها کاستانت ترق و تروق می‌کردند. آن‌هایی که از کلیسا فرار نکرده بودند با صدای بلند فریاد می‌کشیدند و جیغ‌های ملتمسانه‌شان با صدای داد ...
مشاهده تمام رمان های میچ آلبوم
مجموعه‌ها