رمان نوجوان

جادوگرها

(The witches)

در داستان‌های پریان، جادوگران همیشه کلاه‌های ابلهانه سیاه بر سر می‌گذارند و شنل‌های سیاه بر دوش می‌اندازند و سوار دسته جارو می‌شوند. اما جادوگرهایی که در این داستان با آنها آشنا می‌شویم هیچ کدام از این کارها را نمی‌کنند. با این که آب دهانشان آبی است ناخن ندارند و پاهاشان انگشت ندارد و سرشان به کلی طاس است خود را به شکل آدم‌های معمولی درمی‌‌آورند و شاید خیلی هم مهربان و دوست داشتنی جلوه کنند. اما بلایای عجیبی بر سر قهرمان داستان ما می‌‌آورند که از حیرت انگشت به دهان می‌مانیم. تخیل نیرومند و پربار و بر و البته جذاب رولد دال، نویسنده انگلیسی نروژی تبار، به آثار لطف و گیرایی بسیار بخشیده و در سراسر جهان خوانندگانی فراوان برای آنها فراهم کرده است.

مرکز
9789643053321
۱۳۸۷
۲۰۲ صفحه
۱۵۴۶ مشاهده
۰ نقل قول
رولد دال ۳۰ رمان رولد دال، داستان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ویلز بریتانیا و از مشهورترین نویسنده‌های انگلیسی، که والدینش نروژی‌الاصل بودند و اوج شکوفایی او به عنوان نویسنده برای کودکان و بزرگسالان در دهه ۱۹۴۰ بود. مهم‌ترین آثار او چارلی و کارخانه شکلات سازی، جیمز و هلوی غول پیکر، ماتیلدا و داستان‌های چشم‌نداشتنی است. بیشتر آثار او به فیلم در آمده‌است.
دیگر رمان‌های رولد دال
مری و ویلیام و 1 داستان کوتاه دیگر (مجموعه داستان‌های کوتاه شاهکار 10)
مری و ویلیام و 1 داستان کوتاه دیگر (مجموعه داستان‌های کوتاه شاهکار 10) در حوزه ادبیات داستانی، داستان کوتاه جذابیتی خاص دارد. در این عرصه، نویسنده با بهره‌گیری از نبوغ ادبی خود و همین‌طور با استفاده از صناعات و تمهیدات ادبی آن هم در صفحاتی اندک، که خاص داستان کوتاه است؛ داستانی را در قالب یک رمان بلند؛ با شخصیت‌هایی محدود به نگارش درمی‌آورد. داستانی که مضمونی اجتماعی یا سیاسی داشته و جنبه‌ای ...
بد جنس‌ها
بد جنس‌ها آقای بدجنس کلاً بدجنس به دنیا آمده بود و در سن شصت سالگی حتی از روز اول هم بدجنس‌تر بود. موهای صورت او مثل برس سیخ سیخی بود. برای همین هیچ وقت گرسنه نمی‌شد! اگر گفتید چرا؟ ... اما خانم بدجنس اصلاً زشت به دنیا نیامده بود. وقتی جوان بود، صورت زیبایی داشت، ولی سال به سال با بالا رفتن ...
پیش‌خدمت و داستان‌های دیگر
پیش‌خدمت و داستان‌های دیگر رولد دال، نویسنده‌ نروژی‌تبار انگلستان، در داستان‌های کوتاهی که برای خوانندگان بزرگسال می‌نوشت همان اندازه موفق بود که در آثاری که برای کودکان و نوجوانان نوشت. داستان‌های او، که اغلب پایان‌های باور نکردنی و نامنتظر و لحنی تهاجمی، گاه تلخ و گزنده، اما جذاب و پر کشش دارند، در عین این‌که بی‌رحمانه و حتی شاید بدبینانه خباثت‌ها و رذالت‌های نهفته ...
داروی معجزه‌گر
داروی معجزه‌گر مادربزرگ گفت: "هروقت یک حلزون زنده روی برگ کاهو می‌بینم فورا می‌خورمش تا فرار نکند. نمی‌دانی چه‌قدر لذیذ است!" مادربزرگ پیر و نق‌نقو و غرغروی جرج در خوردن هم عادت‌های عجیب و غریبی دارد. جرج که دیگر تحمل این عادت‌ها را ندارد تصمیم می‌گیرد برای همیشه اخلاق ناپسند او را اصلاح کند. داروی مخصوصی می‌سازد که در بدی، دست‌ کمی از ...
مشاهده تمام رمان های رولد دال
مجموعه‌ها