رمان خارجی

پس از تاریکی

(Afuta daku)

داستان از نیمه شب تا صبح در خیابان‌های توکیو و بخش کوچکی از آن در خانه می‌گذرد، ماری که از خواب طولانی (حدود دو ماه) خواهر زیبایش، اری به ستوه آمده، راهی خیابان‌ها و کافه‌های توکیو می‌شود و طی ماجرایی خود و او را باز می‌یابد...

نیکو نشر
9789647253017
۱۳۹۰
۱۹۲ صفحه
۲۱۰۸ مشاهده
۱۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
هاروکی موراکامی
صفحه نویسنده هاروکی موراکامی
۷۶ رمان موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۴ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در همان سال یک بار جاز در کوکوبونجی توکیو گشود. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه ...
دیگر رمان‌های هاروکی موراکامی
ابرقورباغه و پای عسلی (مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه هاروکی موراکامی)
ابرقورباغه و پای عسلی (مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه هاروکی موراکامی) موراکامی یک نویسنده‌ی استثنایی است و اتفاقات استثنایی هم برای قهرمانان داستان‌هایش رخ می‌دهد... او درد مشترک قلب و فکر معاصر را جذب می‌کند. ...
1 عضو غیروابسته
1 عضو غیروابسته «من اون‌قدر دوستش دارم که تمام چیزایی که تا حالا برام لذت‌بخش بودن، دیگه در نظرم خسته‌کننده و مسخره‌ان؛ دیگه دلم نمی‌خواد ورزش کنم؛ حوصله ندارم برم لباس بخرم؛ حتی می‌ترسم بشینم پشت پیانو، درش رو باز کنم؛ دیگه میلی به غذا خوردن ندارم؛ ساکت می‌شینم و فقط نگاه می‌کنم. اگر قلب اون بزنه قلب من هم این‌جا می‌زنه؛ درست ...
بعد زلزله (مجموعه 6 داستان)
بعد زلزله (مجموعه 6 داستان) چند روزی بعدتر وقتی جونکو عصری داشت در ساحل قدم می‌زد، میاکی را دید که تنهایی گرم برپا کردن آتشی است، آتش کوچکی از کنده‌هایی که خودش جمع کرده بود. جونکو با میاکی سلام و احوال‌پرسی کرد و بعد پای آتش بهش ملحق شد. او که می‌ایستاد زوج خوبی می‌شد برایش، جونکو چند اینچ برایش بلندتر بود. 2 تایی خوش ...
وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم
وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم خوشحالم که طی این همه سال، تحت هر شرایطی، از دویدن دست بر نداشته‌ام. دلیل خوشحالی‌ام آن است که رمان‌هایم را دوست دارم. حالا هم سخت مشتاقم که ببینم رمان بعدی چه از کار در خواهد آمد. من نویسنده‌ای هستم با محدودیت‌های خاص خود ـ آدمی ناکامل با یک زندگی ناکامل و محدود ـ و اگر هنوز هم چنین حسی ...
سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا
سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا از حرف‌های سایه ‹‹... می‌گویی تو این شهر نه دعوایی است و نه نفرتی یا میلی. این رویای قشنگی است. من هم بدون شک طالب سعادت توام. اما غیاب دعوا یا نفرت یا میل هم‌چنین به معنای آن است که ضد آن‌ها هم نیست. نه شادی، نه پیوند و نه عشق. فقط آن‌جا که دلسردی و افسردگی و غم هست شادی ...
مشاهده تمام رمان های هاروکی موراکامی
مجموعه‌ها