رمان نوجوان

پرواز آتش دزد

(Flight of the fire thief)

من و پدرم خیال نداشتیم بالون را در شهر عدن فرود بیاوریم، اما این فوق‌العاده‌ترین ورود در تمام عمرمان بود. جمعیت زیادی به تماشای کارناوال خطر ما می‌آمدند. اما تا وقتی پرومتئوس را ندیده بودم چیزی از خطر واقعی نمی‌دانستم. پرومتئوس ایزدی یونانی بود که از عقاب انتقام‌جو و قهرمانان تشنه‌ خون جنگ تروی فرار می‌کرد. حالا حدس بزن کدام آدم ساده‌ای مجبور می‌شود زندگی‌اش را به خطر بیندازد و به او کمک کند تا زنده از شهر عدن بیرون برود.

افق
9789643695088
۱۳۸۹
۲۶۴ صفحه
۱۸۵۳ مشاهده
۱ نقل قول
تری دیری ۷ رمان Catherine Julia Jefferson. Originally from California, currently living in Philadelphia. Anthropology major, a gender studies minor, and a compulsive writer. "I'm both female and queer."
https://www.fictionpress.com/u/532330...
دیگر رمان‌های تری دیری
آتش دزد تسلیم نمی‌شود
آتش دزد تسلیم نمی‌شود با دشمنت روبرو و هرگز نشان نده که ترسیده‌ای! من و مامان در سال 1785 در شهر عدن می‌گشتیم و داروی جادویی‌مان را نمایش می‌دادیم. همه دارو می‌خریدند و اوضاع رو به راه بود تا این که سر و کله پرومتئوس پیدا شد. ایزدی یونانی بود که از چنگ عقاب انتقام‌جو می‌گریخت. فکرش را بکنید وقتی زئوس از آسمان فرود آمد و ...
چراغ را خاموش کن
چراغ را خاموش کن پشت آن تاریکی کیست؟ دوست یا دشمن؟ جنگ است و داستان هم‌زمان در شهر شفیلد انگلستان و داخاو آلمان می‌گذرد. در شفیلد خواهر و برادری فهمیده‌اند که به صدا درآمدن آژیر خطر حمله‌های هوایی با سرقت پول از خانه‌ها بی‌ارتباط نیست. و در شهر داخاو ماجراجویی دو پسر آلمانی برای فراری دادن دختری لهستانی باعث می‌شود خودشان از وسط جنگ ...
آتش دزد
آتش دزد پومتئوس زنجیر‌های پاره شده را به کناری پرت کرد و زیر لب گفت: شاید اصلا در دنیای دیگری مخفی شدم! پرومتئوس ایزدی یونانی بود و همیشه در حال فرار. جرمش؟ دزدیدن آتش از زئوس و بخشیدن آن به انسان‌ها. مجازاتش؟ پرنده‌ای غول آسا جگرش را بیرون بکشد. ولی نه. در سال 1858 پرومتئون فرار کرد و به شهر من آمد. اما من ...
سده‌های میانی مصیبت‌بار (تاریخ ترسناک 14)
سده‌های میانی مصیبت‌بار (تاریخ ترسناک 14) تاریخ با تکه‌های زشت جا افتاده‌اش! سده‌های میانی مصیبت‌بار شما را به روزگار طاعون و جنگ و شکنجه می‌برد، دورانی که زنان کلاه‌های بلند نوک‌تیز سر می‌کردند و دهقان‌ها بدجور بی‌اعصاب و شورشی بودند. حالا آیا می‌خواهید بدانید که … دلقک‌های درباری چه لطیفه‌هایی تعریف می‌کردند؟ چرا پرهای ماتحت مرغ‌ها را می‌کندند؟ شیره‌ی ده ساله به درد چه کاری می‌خورد؟ ...
آتش دزد تسلیم نمی...
آتش دزد تسلیم نمی... با دشمنت روبرو و هرگز نشان نده که ترسیده‌ای! من و مامان در سال 1785 در شهر عدن می‌گشتیم و داروی جادویی‌مان را نمایش می‌دادیم. همه دارو می‌خریدند و اوضاع رو به راه بود تا این که سر و کله پرومتئوس پیدا شد. ایزدی یونانی بود که از چنگ عقاب انتقام‌جو می‌گریخت. فکرش را بکنید وقتی زئوس از آسمان فرود آمد و ...
مشاهده تمام رمان های تری دیری
مجموعه‌ها