رمان خارجی

تصویر تلخ 1 نقاش

(Five little pigs)

تصویر تلخ 1 نقاش داستانی است که به شیوه غیرمعمول ولی بسیار جالب به پیش می‌رود و خواننده را در بر می‌گیرد. پوارو نخست به دیدن پنج نفری می‌رود که روز حادثه در صحنه حضور داشته‌اند، وی از هر یک از آنها جداگانه با روش خود حرف بیرون می‌کشد و سعی می‌کند داستان را از زبان خودشان بشنود تا بلکه به جریان قتل آمیاس پی ببرد ضمنا این پنج نفر را five little pigs (پنج خوک کوچک) نام می‌نهد، که هر یک سمبل یکی از شاهدان حاضر در قضایا هستند. منتقدان و طرفداران آثار کریستی جملگی تصویر تلخ 1 نقاش را به عنوان یک رمان پلیسی طراز اول و بی‌رقیب در نوع خود می‌دانند و آن را جزء یکی از بهترین کتاب‌های این رده به شمار می‌آورند.

مهرفام
9789649915227
۱۳۹۰
۳۰۰ صفحه
۱۳۳۳ مشاهده
۱ نقل قول
نسخه‌های دیگر
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۱۲ رمان بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز نوشته‌است، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
مسافر فرانکفورت
مسافر فرانکفورت لطفا کمربندهایتان را محکم ببندید! سرنشینان هواپیما دستور را زیاد جدی نگرفتند. همه در آن لحظه یک احساس مشترک داشتند. فعلا نمی‌توان در فرودگاه ژئو فرود آمد. مسافران خسته و خواب آلوده مرتب خمیازه می‌کشیدند. غافل از این که خستگی و خواب آلودگی بیشتری در پیش بود. تکرار دستور میهماندار که این بار آمرانه تحکم کرد. لطفا کمربندهایتان را ببندید، دال ...
به طرف صفر
به طرف صفر خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
مرکب مرگ
مرکب مرگ صدایش با فریاد بلندی اوج گرفت... و فریاد حیوانی وحشتناک دیگری هم از بلا برخاست. از جا بلند شد، برق یک چاقو به چشم خورد... جیغ هولناک در گلو خفه‌شده‌ای از جوجه‌ خروس بلند شد... خون به داخل کاسه مسی می‌ریخت. بلا کاسه در دست دوان‌دوان آمد. جیغ می‌کشید و می‌گفت: خون... خون... خون! تایرزا یکباره دستکش را از داخل ...
تحقیقات پوآرو
تحقیقات پوآرو جلو پنجره آپارتمان پوآرو ایستاده بودم و از بیکاری داشتم بیرون خیابان را نگاه می‌کردم. ناگهان آرام و بی‌اختیار گفتم: عجیب است. چی دوست من؟ پوآرو با خونسردی و در حالی که بی‌حرکت در اعماق مبل راحتی‌اش فرو رفته بود، این را پرسید: از این اطلاعاتی که بهت می‌دهم نتیجه‌گیری کن، پوآرو! زن جوانی اینجاست. با لباس‌های گران قیمیت... کلاه مد روز ...
شبح مرگ بر فراز نیل
شبح مرگ بر فراز نیل هر دو مرد با دهانی نیمه‌باز،‌ چشمان ندید بدید خود را به دختری دوخته بودند که داشت جلو پست‌خانه از یک رولزرویس قرمز رنگ پیاده می‌شد. دختر، نرم و چابک،‌ از اتومبیل بیرون آمد. کلاه بر سر نداشت و موهای طلایی‌اش به او جلوه خاصی می‌داد. پیراهنی بلند اندام ظریف و زیبایش را پوشانده بود. از حرکاتش معلوم بود ...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها