رمان خارجی

گرسنه

(Hunger)

دست آخر گفتم: ((توی چه فکر هستین، جناب ناخدا. هر کاری به من بدین پشیمون نمی‌شین. نگاه به جثه من نکنین، من دو برابر خودم کار انجام می‌دم و حتی دو بار پشت سر هم می‌تونم نگهبانی بدم، کار برای من عادی‌یه و خسته نمی‌شم.)) یه‌کم از حرف من خندید. اگر از عهده کارها بر نیومدی، می‌تونیم توی انگلیس پیاده‌ت کنیم.))

نگاه
۹۷۸۹۶۴۳۵۱۱۹۹۹
۱۳۸۷
۲۶۰ صفحه
۷۷۴ مشاهده
۲ نقل قول
کنوت هامسون
صفحه نویسنده کنوت هامسون
۹ رمان Awarded the Nobel Prize in Literature in 1920 "for his monumental work, Growth of the Soil." He insisted that the intricacies of the human mind ought to be the main object of modern literature, to describe the "whisper of the blood, and the pleading of the bone marrow". Hamsun pursued his literary program, debuting in 1890 with the psychological novel Hunger.
دیگر رمان‌های کنوت هامسون
میوه‌های زمین
میوه‌های زمین ماجرای آدم و حوایی جدید است در فاصله زمانی بسیار با هبوط آدم. مرد ایزاک نام دارد و زن اینگر. در اطراف آن‌ها انواع رفتاری که بتوان برشمرد یافت می‌شود. ولی ایزاک مردی نیست که از راه مطلوب خود انحراف یابد. عشق به زمین و طبیعت به او برجستگی خاصی می‌دهد و گنج نهفته در زیرزمین- معدن‌هایی که در زمین‌هایش ...
زیر ستاره پاییزی
زیر ستاره پاییزی سالیان درازی است که چنین آرامشی نداشته‌ام... وقتی از جاده‌ای که گیاه بر آن می‌روید قدم به جنگل می‌گذارم قلبم بر اثر نوعی شادی که زمینی نیست به لرزه در می‌آید. نقطه‌ای از ساحل شرقی دریای خزر را که زمانی در آن به سر می‌بردم به خاطر می‌آورم. قدم به جنگل گذاشتم، به حدی که اشک به دیدگان آورده‌ام به ...
پان
پان پان رمانی توصیفی نیست بلکه غنایی است. ادواردا دختری 20 ساله است که گلان به او دل می‌بازد، عشقی پرشور پدید می‌آید، ولی دختر هم که نسخه بدل مونث گلان است فردی آرام نیست، آنان پیچیدگی‌های خود را دارند و در واقع حکایت بی تو نمی‌توانم و با تو نمی‌توان را بازگو می‌کنند. آن 2 در عین جذب یک‌دیگر به ...
گرسنگی
گرسنگی دست آخر گفتم: ((توی چه فکر هستین، جناب ناخدا. هر کاری به من بدین پشیمون نمی‌شین. نگاه به جثه من نکنین، من دو برابر خودم کار انجام می‌دم و حتی دو بار پشت سر هم می‌تونم نگهبانی بدم، کار برای من عادی‌یه و خسته نمی‌شم.)) یه‌کم از حرف من خندید. اگر از عهده کارها بر نیومدی، می‌تونیم توی انگلیس پیاده‌ت کنیم.))
ویکتوریا
ویکتوریا
مشاهده تمام رمان های کنوت هامسون
مجموعه‌ها