مجموعه داستان خارجی

غریبه در بخار نمک

غریبه در بخار نمک برنده لوح تقدیر از نخستین دوره (جایزه ادبی یلدا) (1380) و بهترین مجموعه داستان در سومین دوره (جشن فرهنگ فارس) شد. امانوئول با سیانور خودکشی می‌کند، وکیل حسن رئیس بالای سر او می‌رود. امانوئول در خاطرات دست‌نویس خود شخصیت واقعی حسن را افشا کرده است و وکیل حسن نمی‌تواند از مرده انتقام بگیرد، با حقیقت تلخ و اجتناب‌ناپذیر تنها می‌ماند... داستان غریبه در بخار نمک و شش داستان دیگر این مجموعه با پرداختی وهم‌انگیز، حقایقی گزنده و نهان در لایه‌های وقایع و روابطی آشنا را به نمایش می‌گذارند.

افق
9789643694678
۱۳۸۷
۱۵۲ صفحه
۵۹۶ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های احمد آرام
کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند
کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند مجموعه داستان کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند، با ابداع مشبک‌هایی تاریک ـ روشن و مجموعه‌ای از تداخل‌ها و نشانه‌ها، مخاطب را به سوی طنزی گزنده پیش می‌برد. این مجموعه از طریق وهمی ناشناخته، همسو با شکلی از دگردیسی، فضایی گروتسک را رقم می‌زند.
باغ استخوان‌های نمور
باغ استخوان‌های نمور «... من یه دوندون لق دارم. گاهی که دلم می‌خواد درد بکشم باهاش بازی می‌کنم و فشارش می‌دم؛ نمی‌دونی چه لذتی داره! دلم می‌خواد با زدنم همین درد رو برگردونی تو چونه‌م. د بزن لاکردار، خجالت نکش! می‌دونم که تو هم به لذت می‌رسی، مردای این جوری زیادن، مردایی که وقتی زناشونو زیر دست و پا می‌گیرن انگار دارن تانگوی ...
همین حالا داشتم چیزی می‌گفتم
همین حالا داشتم چیزی می‌گفتم همین حالا یک چیزی می‌پرد توی مخم: مسلما با یک جور وسیله نقلیه و یک چمدان، به در بزرگی رسیده بودیم که دیوارهای بلندش مرا به فکر وا می‌داشت. یعنی چه؟! به دامادم می‌گویم پس چرا ماهرخ نیامده. او با وقاحت جوابم می‌دهد: مرده‌ها به تعطیلات نمی‌روند و احتیاجی به این جور جاها ندارند. منظورش را نمی‌فهمم. او همیشه با ...
بیدار نشدن در ساعت نمی‌دانم چند
بیدار نشدن در ساعت نمی‌دانم چند خیلی وقته که هردومون دیگه از چیزی نمی‌ترسیم؛ اگه اراده کنیم نمی‌میریم. این رو حس کردی؟ نسل ما کوشش می‌کنه که یه روز از حنجره‌ی ناسورش رد شه؛ حتی اگه صداش مثل قل خوردن سنگریزه باشه.
این یارو آنتیگونه
این یارو آنتیگونه کافی شاپ بودابار در تقاطع خیابان مدیسون. در این کافی شاپ سه پرتره نقاشی مدرن از دو زن و یک مرد دیده می‌شود. تابلوها رو به تماشاگران آویخته است و پشت هر تابلو سه نفر (آنتیگونه، ایسمنه و پولی نیکوس) ایستاده‌اند که ما از زانو به پایین آن‌ها را می‌بینیم؛ انگار ادامه زنده آن سه پرتره‌اند. میزهای کافی شاپ در ...
مشاهده تمام رمان های احمد آرام
مجموعه‌ها