رمان ایرانی

شاه کلید

دو همشاگردی قدیم که زمانی هر روز همدیگر را می‌دیدند و به هم کتاب قرض می‌دادند و درباره کتاب‌ها با هم بحث می‌کردند، بعد از دبیرستان سال تا سال همدیگر را نمی‌بینند، یکی به دنبال گمشده‌ای می گردد و دیگری خود را در آپارتمانش حبس کرده و می‌خواهد رمانی درباره انقلاب بنویسد. دست روزگار بعد از سال‌ها آن دو را به هم می‌رساند: یکی دست از دنیا شسته و درباره انقلاب می‌نویسد و دیگری به دنبال یک شاه کلید است ـ شاه‌کلیدی که تا وقتی توی جیبت باشد، همه‌ درها به رویت باز می‌شود.

مرکز
9789643054649
۱۳۸۵
۲۰۰ صفحه
۱۴۰۲ مشاهده
۰ نقل قول
جعفر مدرس صادقی
صفحه نویسنده جعفر مدرس صادقی
۲۳ رمان (Jafar Modarres-Sadeqi)
دیگر رمان‌های جعفر مدرس صادقی
عرض حال
عرض حال
12 داستان
12 داستان چرخ فلک، پارک به شرط آرایشگاه، مردی که از هواآمد، تیر‌خورده‌ها، شازده‌کوچولو، شب خداحافظی، کارت پستال، میز، صدای پا، ناخدا، بزرگترین خانه‌ دنیا و بزرگترین نویسنده دنیا، دوازده داستان این مجموعه را تشکیل می‌دهند.
شریک جرم
شریک جرم مردی را به اشتباه بازداشت کرده‌اند. او مجرم نیست. مردی که مجرم نیست از زندان آزاد می‌شود. یک نفر همه جا داد می‌زند من قاتلم، من کردم، من بودم که سینما را آتش زدم. این دو با هم راه می‌افتند توی خیابان‌ها، قدم می‌زنند، بستنی می‌خورند، اختلاط می‌کنند. هیچ‌کس حرف‌های آن‌ها را باور نمی کند. هیچ کدام مجرم نیست. شاید ...
قسمت دیگران و داستان‌های دیگر
قسمت دیگران و داستان‌های دیگر در نامه، عزیز به زنش سفارش کرده بود به فکر تحصیل بچه‌ها باشد و کاری بکند که مدرک دست و حسابی بگیرند و مثل پدرشان مجبور نباشند برای پولدار شدن ریسک کنند، روی کار آزاد نمی‌شد حساب کرد. و از طرفی، اگر آدم می خواست خوب زندگی کند با حقوق کارمندی نمی‌شد و باید تن به خطر می‌داد، عزیز بار‌ها ...
سرزمین عجایب
سرزمین عجایب توی کتابخانه بابام فقط همان صندلی راحتی دسته‌داری بود که گفتم. میز نبود. نه میز بود، نه هیچ صندلی دیگری. این یک کتابخانه‌ای بود برای کتاب خواندن فقط، نه برای نوشتن. نه مشق نوشتن، نه قصه نوشتن، نه شعر نوشتن. من روی صندلی بابام می‌نشستم و کتاب‌های بابام را می‌خواندم و هر کتابی را که بر می‌‌داشتم برش می‌گرداندم سر ...
مشاهده تمام رمان های جعفر مدرس صادقی
مجموعه‌ها