رمان ایرانی

فصل آخر

(The last chapter)

کاروان
9789648497397
۱۳۸۵
۲۴۰ صفحه
۳۳۷ مشاهده
۰ نقل قول
گیتا گرکانی
صفحه نویسنده گیتا گرکانی
۴ رمان گیتا گرکانی" ، متولد 1337، لیسانس ادبیات دراماتیک و نمایشنامه نویسی از دانشکده ی هنرهای دراماتیک است.

چاپ اولین داستان : 1354. فعالیت های پراکنده‌ی ادبی در زمینه‌های شعر، داستان ومقاله در مجلات و روزنامه‌ها.بعد از یک وقفه‌ی طولانی شروع کار داوطلبانه با شورای کتاب کودک . ده سال کار با فرهنگنامه‌ی شورای کتاب کودک به عنوان سرپرست گروه تئاترو سینما.نوشتن حدود 14 مقاله درزمینه ی تئاتر و سینما برای فرهنگنامه.

فعالیت های فعلی : ترجمه، داستان ...
دیگر رمان‌های گیتا گرکانی
سایه‌ها
سایه‌ها می‌روی و فکر می‌کنی از یاد برده‌ای. اما برمی‌گردد. شب‌ها در خواب‌هایت و روزها در گوشه و کنار خانه و خیابان و شهر. در انبوه آدم‌ها و در خنده‌های شاد و شلوغ یک مهمانی، لحظه‌ای ظاهر می‌شود و پیش از آن که درست ببینی‌اش محو شده، می‌رود و می‌ماند. شبحی می‌شود که از تو به تو نزدیک‌تر است و ...
پنجره‌های عوضی
پنجره‌های عوضی در تاریکی و سکوت شب، فریادی منفجر شد. اشباحی که در حیاط‌ها، روی پشت‌بام‌ها و ایوان‌ها، در بستر دراز کشیده و با وجود هوای گرم و خفه، تقلا کنان به خواب رفته بودند، جان گرفتند و از جا پریدند. سرها جنبید، دست‌ها به سوی چشم‌های خواب‌آلوده رفتند. با به حرکت در آمدن سرها و پلک‌زدن‌های سریع، ستاره‌ها در شیبی تند، ...
سکوت و داستان‌های دیگر
سکوت و داستان‌های دیگر مرد گفت:«خانم محترم قبول کنید که ما نمی‌توانیم هر دو، شب را در این اتاق به سر ببریم. بهترین کار این است که شما از پذیرش بخواهید...» زن با لحن صلح‌جویانه‌ای جواب داد:«کسی نیست.» مرد پرسید:«کجا کسی نیست؟» زن درمانده گفت:«هیچ‌جا. هیچ‌جا کسی نیست. در این هتل پرنده پر نمی‌زند. جای مسخره‌ای است. انگار همه مرده‌اند.»
مشاهده تمام رمان های گیتا گرکانی
مجموعه‌ها